تبليغاتX
Free Image Hosting مصائب بی بی دوعالم علیها السلام
هرگونه استفاده از مطالب وبلاگ، در صورت لعن بر خلفاي غاصب، بلامانع بوده و موجب امتنان است. یا علی

يكي از خوانندگان اين وبلاگ، تاپيكي را در  پست «حسب و نسب عمر لعنة الله عليه» گذاشته كه عيناً  درج شده و به آن پاسخ مي‌دهم. نظر شما چيست؟   

                                   

نویسنده: يك مسلمان

سه شنبه 27 آذر1386 ساعت: 16:28

من به عنوان یک شیعه مرید اهل بیت از تمام برادران و خواهران سنی مذهب ام عذر خواهی می کنم. ما همه اهل یک خانواده ایم و سزاوار نیست در برابر این همه تهدید نسبت به جهان اسلام، اینطور عوامانه با هم درگیر باشیم. صاحب این وبلاگ اگر دنبال رضایت حضرت زهراست به مسلمین و اعتقاداتشان توهین نکند و اگر حرف حساب دارد همچون یک مسلمان مودب آنها را مطرح کند، رد و قبول دیگران هم با او نیست.

 

در پاسخ به نظر فوق:

كدام مسلمين؟ مسلمان كيست؟ آيا كسي كه دل حضرت زهرا را به درد آورد مسلمان است؟ آيا كسي كه حضرت محسن را قبل از تولد به شهادت رسانيد، مسلمان است؟ آيا كسي كه به پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم نعوذ بالله توهين كرد و العياذ بالله نسبت هذيان گويي به ايشان داد، مسلمان است؟ آيا كسي كه حق اميرالمؤمنين را غصب كرد، مسلمان است؟ آيا كسي كه فدك را غصب كرد، مسلمان است؟ آيا كساني كه كه اسم خود را سني يعني پيرو سنت گذاشته‌اند، پيرو سنت رسول الله هستند؟ اگر هستند چرا جانشيني بلافصل اميرالمؤمنين در روز غدير را انكار مي كنند؟ مگر نمي‌دانيد كساني كه امامت و ائمه عليهم السلام را انكار كنند، كافر هستند؟ آيا مسلماني چنين است؟ آيا خانه نشيني اميرالمؤمنين عليه السلام از دستورات دين بود؟ آيا كساني كه چنين جناياتي را مرتكب شدند، مسلمانند؟ و آيا به كساني كه از اينها پيروي مي كنند مي توان مسلمان گفت؟ اين همه احاديث در كتب معتبر اهل سنت - كه به نظر من اهل سنت عمر هستند نه پيامبر صلي الله عليه و آله – در مورد غدير و احاديث نبوي و شئون ائمه عليهم السلام هست را چگونه توجيه مي توان كرد؟

خداوند در سوره مباركه بقره در وصف منافقين مي‌فرمايند:

َمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ (8) يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ (9) فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا کَانُوا يَکْذِبُونَ (10) وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ (11) أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَکِن لاَّ يَشْعُرُونَ (12) وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ کَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ کَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَکِن لاَّ يَعْلَمُونَ (13)

ترجمه:

 گروهى از مردم کسانى هستند که مى‏گويند: «به خدا و روز رستاخيز ايمان آورده‏ايم.» در حالى که ايمان ندارند.

مى‏خواهند خدا و مؤمنان را فريب دهند؛ در حالى که جز خودشان را فريب نمى‏دهند؛ (اما) نمى‏فهمند.

در دلهاى آنان يک نوع بيمارى است؛ خداوند بر بيمارى آنان افزوده؛ و به خاطر دروغهايى که ميگفتند، عذاب دردناکى در انتظار آنهاست.

و هنگامى که به آنان گفته شود: «در زمين فساد نکنيد» مى‏گويند: «ما فقط اصلاح‏کننده‏ايم»!

آگاه باشيد! اينها همان مفسدانند؛ ولى نمى‏فهمند.

سوره نساء آيه 150:

إِنَّ الَّذِينَ يَکْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِکَ سَبِيلاً

ترجمه: کسانى که خدا و پيامبرانِ او را انکار مى‏کنند، و مى‏خواهند ميان خدا و پيامبرانش تبعيض قائل شوند، و مى‏گويند: «به بعضى ايمان مى‏آوريم، و بعضى را انکار مى کنيم» و مى‏خواهند در ميان اين دو، راهى براى خود انتخاب کنند...

 سوره نساء آيه 151:

 أُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا

ترجمه:  آنها کافران حقيقى‏اند؛ و براى کافران، مجازات خوارکننده‏اى فراهم ساخته‏ايم.

بقره/16

أُوْلَئِکَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا کَانُواْ مُهْتَدِينَ

ترجمه: آنان کسانى هستند که «هدايت» را به «گمراهى» فروخته‏اند؛ و (اين) تجارت آنها سودى نداده؛ و هدايت نيافته‏اند.

نساء/88

فَمَا لَکُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللّهُ أَرْکَسَهُم بِمَا کَسَبُواْ أَتُرِيدُونَ أَن تَهْدُواْ مَنْ أَضَلَّ اللّهُ وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً

ترجمه: چرا درباره منافقين دو دسته شده‏ايد؟! (بعضى جنگ با آنها را ممنوع، و بعضى مجاز مى‏دانيد.) در حالى که خداوند بخاطر اعمالشان، (افکار) آنها را کاملاً وارونه کرده است! آيا شما مى‏خواهيد کسانى را که خداوند (بر اثر اعمال زشتشان) گمراه کرده، هدايت کنيد؟! در حالى که هر کس را خداوند گمراه کند، راهى براى او نخواهى يافت.

نساء/89

وَدُّواْ لَوْ تَکْفُرُونَ کَمَا کَفَرُواْ فَتَکُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِيَاء حَتَّىَ يُهَاجِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا

ترجمه: آنان آرزو مى‏کنند که شما هم مانند ايشان کافر شويد، و مساوى يکديگر باشيد. بنابر اين، از آنها دوستانى انتخاب نکنيد، مگر اينکه (توبه کنند، و) در راه خدا هجرت نمايند. هرگاه از اين کار سر باز زنند، (و به اقدام بر ضدّ شما ادامه دهند،) هر جا آنها را يافتيد، اسير کنيد! و (در صورت احساس خطر) به قتل برسانيد! و از ميان آنها، دوست و يار و ياورى اختيار نکنيد!.

و خداوند در قرآن در مورد اميرالمؤمنين عليه السلام مي‌فرمايند:

 

بقره/207

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ

ترجمه: بعضى از مردم (با ايمان و فداکار، همچون على (ع) در «ليلة المبيت» به هنگام خفتن در جايگاه پيغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى‏فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.

آل عمران/12

الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ

ترجمه: آنها که اموال خود را، شب و روز، پنهان و آشکار، انفاق مى‏کنند، مزدشان نزد پروردگارشان است؛ نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين مى‏شوند.

و آيات فراوان ديگري كه در بيان مقام و منزلت امبرالمؤمنين و اهل بيت عليهم السلام در قرآن هست كه همه گواهان بر اين امر مي باشند.

پس: شما كه خود را مسلمان! مي دانيد ابتدا اسلام را بشناسيد و بعد در مورد آن اظهار نظر كنيد. از خودتان عذرخواهي كردن هم جالب بود.

 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ

الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

مَلِکِ يَوْمِ الدِّينِ

إِيَّاکَ نَعْبُدُ وإِيَّاکَ نَسْتَعِينُ

اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ

صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ

 به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

ستايش مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانيان است.

(خداوندى که) بخشنده و بخشايشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته).

(خداوندى که) مالک روز جزاست.

(پروردگارا!) تنها تو را مى‏پرستيم؛ و تنها از تو يارى مى‏جوييم.

ما را به راه راست هدايت کن...

راه کسانى که آنان را مشمول نعمت خود ساختى؛ نه کسانى که بر آنان غضب کرده‏اى؛ و نه گمراهان.

آمين

 

+ لعنت فرستاده شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 7:11 بعد از ظهر  توسط شیعه علی (خادم بی بی)  | 

بسم الله و بذكر حجته

با آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در ماه ميهماني خداوند باريتعالي

قبل از اينكه درد دلهام رو شروع كنم، يه عذرخواهي به همه دوستان و بزرگواران بدهكارم كه تو اين مدت با نظرهاي خوبشون و پيامهاي زيباشون منو شرمنده كردن و اينكه نتونستم حتي به يكي شون هم جواب بدم. از همه عذرخواهي مي كنم و علتش رو مي تونيد در زير بخونيد. در ضمن از همه التماس دعا دارم.

 

خيلي وقته كه چيزي ننوشته‌ام. خودم هم مي‌دونم. ولي باور كنيد دست خودم نيست.يك سري مسائل و مشكلاتي برام پيش اومده كه از همه چيز دورم كرده. درد دل زياد دارم ولي نميشه همي چيز گفت. ولي خيلي چيزا رو ميشه به صاحبمون گفت. كسي كه درد دلها رو ميفهمه و از درست و نادرست بودنشون كاملاً آگاهه. پس براي اينكه حد اقل خودم سبك بشم خطاب به مولامون حضرت بقية الله الاعظم روحي و ارواح العالمين له الفداه چنين عرضه مي‌دارم:

آقا جون! اين درد دلها بيشتر دنيوي شده تا آخروي. مسائل و مشكلات دنيا براي غربال كردن سره از ناسره است و من‌هايي كه ايمون ضعيفي داريم، نمي تونيم از غربال رد بشيم و با نخاله‌ها مي‌مونيم.

ولي مولاي من! خودتون مي‌دونيد وقتي دنيا به آدمي زياد فشار بياره، اون هم افرادي مثل ما كه اصلاً ظرفيت نداريم (اين كه مي‌گم «ما» چون همه‌ي ما وضعمون خرابه فقط شدت و ضعف داره) و از ايمان هم يا بي‌بهره يا بهره‌اي اندك داريم، زود قافيه رو مي‌بازيم و در گرفتاري‌هاي خودمون بيشتر غرق مي‌شيم و فراموش هم مي كنيم كه علت اين گرفتاريها خودمون هستيم.

اما آقاجون!

دوران غيبت بسيار سخته و من با توجه به مشكلات و چيزايي كه مي‌بينم، سختي دوران غيبت بيشتر برام وجداني ميشه. تو شرايطي قرار گرفتم كه تا حدودي چيزايي برام روشن شده و تازه دارم مي‌فهمم منظور حديث غريق كه امام صادق عليه‌السلام فرمودند: دعاي غريق را در دوران غيبت زياد بخوانيد تا بتوانيد دين خود را حفظ كنيد «يا الله يا رحمان و يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينك» چي بوده.

يا صاحب الزمان!

اين مدت چيزايي با چشم خودم ديدم كه هنوز هم باورش برام سخته.

مولاي من!

در اين تنور داغ و سوزان دوران غيبت كه همه چه اونايي كه ادعاي خوب بودن دارند و چه اونايي كه خوب هستند، دارن مي‌سوزند، از شما عاجزانه درخواست مي‌كنم كه كمكم كنيد و نذاريد كه تعلقات دنيوي و فريبندگان دنيا من رو هم بسوزونند؛ دنياي بي‌رحمي كه به ناحق‌ها اجازه مي‌ده كه ظلم كنند و حق‌ها رو زير پاهاشون له كنند.

سرورم!

باور كنيد تحمل اين همه مصائب برام سخته. شما رو به جان مادرتون بي بي دو عالم صدّيقه طاهره سلام الله عليها قسم مي‌دم كه دست همه شيعيان رو بگيريد و اونا رو از افتادن به وادي ضلالت و غوطه‌ور شدن در دنياي بي‌وفا نجات بديد و دست اين بنده‌ي بي‌مقدار رو هم بگيريد.

آقاي من!

در پايان يه درخواست ديگه هم دارم. اگه مي‌دونيد كه من اينقدر بدم كه حق رو نا حق مي‌كنم، در عين اينكه مي‌دونم دارم اشتباه مي‌كنم و با وجود الطاف شما باز هم قصد اصلاح شدن ندارم و با دست خودم دارم در اين دنيا كه مزرعه‌ي آخرت هست، به جاي اعمال نيك و توشه‌اي نيكو براي آخرتم، آتش درو مي‌كنم، اجازه نفس كشيدن رو ازم بگيريد و اجازه نديد كه بيش از اين باعث به تأخير افتادن امر مقدس ظهور باشم با اين اعمال و رفتار بد و ناشايستم. در حالي كه شما لحظه شماري مي‌كنيد براي امر ظهور و پيامبر گرامي اسلام صلوات الله عليه و آله و پدران بزرگوارتان كه امامان و جانشينان برحق بر روي زمين هستند ظهور موفور السرور شما رو وعده داده‌اند و همه منتظر گرفتن حق‌هاي ناحق‌شده‌شان توسط شما هستند.

 

آقاجون

امروز امير در ميخانه تويي  تو

فريادرس اين دل ديوانه تويي تو

مرغ دل ما را که به کس رام نگيرد

آرام تويي، دام تويي، دانه تويي تو

 

 

+ لعنت فرستاده شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 5:45 بعد از ظهر  توسط شیعه علی (خادم بی بی)  | 

 

 

اقرا باسم ربك الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم.

 سوره مبارکه علق ( آیه 1-5)

بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. همان كه انسان را از خون بسته ‏اى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمى‏دانست، ياد داد.

           

عيد سعيد مبعث بر امام عصر روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه، امير المؤمنين و بي بي دو عالم فاطمه زهرا سلام الله عليهما و همه شيعيان و همه مسلمانانِ پويندگان حق و حقيقت مباركباد

 

                       

 

سخني با برادران اهل سنت

بسم الله الرحمن الرحیم

چون موضوع اين وبلاگ در مورد مصائبي است كه توسط دشمنان اسلام و قرآن و پيامبرِ آورنده‌ي قرآن بر يگانه دختر و پاره تن رسول الله صلي الله عليه و آله و سلّم وارد شده، مي باشد و اين در حالي است كه اين حقايق تلخ كه صفحه تاريخ را سياه كرده و لكه ننگيني بر چهره‌ي تاريخ پوشانيده كه به هيچ وجه قابل زدودن نيست هر چند عده‌اي را خوش نيايد، و با وجود بيان دلائل و مستدركات عقلي و نقلي كه همگي با ذكر سند از منابع اهل سنت ذكر شده است،‌باز عده‌اي از دشمنان دوست نما و دشمنان دشمن نما و كساني كه اين واقعيات برايشان گران تمام مي‌شود، چشم و گوش بسته سخن پراكني كرده اند آن هم سخناني كه خودشان هم نمي‌دانند از كجا آورده‌اند و حرفهايي زده اند كه نشان از سطح سواد بسيار پايين گوينده‌ها و نويسنده‌هاي آنها دارد.

به هر حال در اين مقال چند سؤال از اين برادران و احياناً خواهران اهل سنت دارم كه اميد است با چشم باز بخوانند و با بصيرت و آگاهي و مطالعه به آنها پاسخ دهند. گرچه قصد مناظره ندارم و كساني هم كه درخواست مناظره كرده‌اند، از ترس عدم توانايي يا هر چيز ديگر، و بدون خواندن مطالب وبلاگ نظرياتي آبكي داده و هيچگونه اثر و ردّي از خود به جا نگذاشته‌اند، ولي چند سوال برايم پيش آمده كه از آنها مي‌خواهم جواب اين سؤالات را بدهند تا مسائلي كه آنها ادعا مي كنند واقعيت ندارد، روشن شود و خوانندگان عزيز و محترم خود به قضاوت بنشينند.

1-     در مورد اخترام خانه پيامبر و عظمت اين خانه‌ها و آيه صريح قرآن كه مي‌فرمايد:

                   «ياايها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوت النبي الا ان يؤذن لكم»[1]

«اي افراد با ايمان به خانه‌هاي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بدون اذن وارد نشويد»

سؤال: چگونه مي‌توان گفت كه خانه‌ي عايشه و حفصه، خانه‌ي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم است، اما خانه‌ي دخت گرامي وي كه ارجمندترين زنان جهان اسلام است، خانه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نيست و ارتباطي با او ندارد؟

2-  اگر فاطمه زهرا سلام الله عليها هيچ مصيبتي نديده بود، پس بگوييد كه آن حضرت در اول جواني (به قول شيعه 18 سالگي و به قول اهل سنت در سن 22 يا 25 سالگي) به چه مرضي از دنيا رفته است؟

3-  اگر به قول شما هيچ مسأله‌اي در كار نبوده پس چرا طبق نقل عالم نمره 1 شما بخاري و ديگران، در طي ملاقاتي كه ابوبكر و عمر با حضرت زهرا سلام الله عليها داشتند، اصرار ورزيدند كه كه دخت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم از آنها راضي بشود؟[2]

4-  اگر افكار عمومي آن طور بوده كه اجازه ندهد درب خانه‌ي فاطمه زهرا سلام الله عليها را آتش بزنند و آن حضرت را بين در و ديوار قرار بدهند، به خاطر آنكه دختر پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم بوده است و فقط آنها با علي عليه السلام كار داشتند و مي‌خواستند كه علي عليه السلام را بسوزانند، چرا فاطمه و فرزندانش را كه از مدافعان علي عليه السلام بوده‌اند را نسوزانند؟

5-  اگر سخنان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در مورد فاطمه زهرا سلام الله عليها مانع بوده كه اين كار را نكنند، پس چرا آن همه سفارش در مورد علي عليه السلام را فراموش كردند؟

6-  اگر افكار عمومي وجود دارد، چرا آنها را از اين سخن زشت باز نداشت و كنار بستر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نسبت هذيان گويي را به آن حضرت دادند[3] و كسي آنها را ملامت و سرزنش نكرد؟

 

در پايان باز هم اعلام مي كنم كه سراپا مشتاق شنيدن سخنان و پاسخهاي اهل سنت هستم تا بعد از آن به ادامه سؤالات و احيانا پاسخ بر جواب اهل سنت ادامه دهم.

اللهم العن جبت و طاغوت



[1] - سوره احزاب آيه 53

 

2 - صحيح بخاري، كتاب الخميس، ج4 ص96 و باب غزوه و خيبر، ج5 ص177؛ صحيح ترمذي ج1 باب ما جاء من تركه رسول الله؛ مستدرك علي الصحيحين ج3 ص153؛ كنز العمال ج6 ص219؛ الاصابه ابن حجر عسقلاني ج4 ص375؛ تذكره ابن جوزي ص319؛ ذخائر محب الدين طبري، ص39؛ شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج16 ص264؛ الامامه و السياسه، ابن قتيبه دينوري ج1 ص13 و 14 و ...

3 - زماني كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در بستر شهادت آخرين لحظات حيات را طي مي‌نمودند، در حالتي كه عده‌اي از صحابه اطراف بستر آن حضرت در حجره جمع بودند فرمودند:

«ايتوني بدوات و بياض لاكتب لكم كتابا لا تضلوا بعدي» «دوات و سفيدي (كاغذي) براي من بياوريد تا براي شما بنويسم چيزي را كه بعد از من گمراه نشويد».

عمربن خطاب براي جلوگيري از امر وصيت آن حضرت، گفت: «دعو الرجل فانه ليهجر!! حسبنا كتاب الله» «واگذاريد اين مرد (رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم)  را زيرا كه هذيان مي‌گويد، كتاب خدا ما را بس است».

صحيح بخاري كتاب العلم باب كتابة‌العلم ج1 ص39 و ج2 ص 118 و ج4 باب قول المريض از كتاب المرضي ص5 ج6 باب مرض النبي و وفاته، ص11 و ج4 كتاب الجهاد باب جوائز الوفد ص85 – صحيح مسلم ج6 كتاب الوصية ، باب ترك الوصيه ص76. – شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج2 ص563 و ج2 ص20. – كامل ابن اثير ج2 ص217- تاريخ طبري ج3 ص193 – و ...

 ...

+ لعنت فرستاده شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 1:32 قبل از ظهر  توسط شیعه علی (خادم بی بی)  | 

اَللهُمَّ الْعَنْ صَنَمَيْ قُرَيْشٍ وَ جِبْتَيْها وَ طاغُوتَيْها وَ اِفْكَيْها وَ اِبْنَتَيْهِما اَلَّذَيْنِ خَالَفَا اَمْرَكَ وَ اَنْكَرَا وَحْيَكَ وَ جَحَدَا اِنْعَامَكَ وَ عَصَيا رَسُولَكَ وَ قَلَّبا دينَكَ وَ حَرَّفا كِتابَكَ وَ عَطَّلَا أَحْكَامَكَ وَ أَبْطَلَا فَرَائِضَكَ وَ أَلْحَدَا فِي آيَاتِك‏  ...

آمين يا رب العالمين 

 قبل از شروع به ادامه‌ي بحث «حقايق پنهان»، حقايقي كه به خاطر كژ انديشي و كوته فكري و جهالت و ناداني و دنائت افرادي پست و رذل (عمر و طرفدارانش) پنهان نگه داشته شده و متأسفانه و صد افسوس در اين دوره زمانه و در جايي كه شيعه ها نيز بسيارند، آنچنان كه بايد و شايد، حق مطلب ادا نشده و جز اندك افرادي كه درد دين دارند و شيعيان واقعي و دردمند مرتضي علي عليه‌السلام هستند، كمتر كسي به زنده كردن و زنده نگهداشتن اين حقايق پنهان كه بيانگر مظلوميت اميرالمؤمنين عليه‌السلام و بي بي دوعالم صدّيقه‌ي كبري فاطمه‌ي زهرا سلام الله عليها مي‌باشد، اهتمام داشته است. لذا بر خود فرض دانستم جهت ارادتمندي بيشتر به ساحت مقدّس ائمه‌ي هدي عليهم السلام، اين نكته را يادآوري كنم كه:

فرق بين شيعه و غير شيعه در مقابل معصومين عليهم السلام، اين است كه آنان (غير شيعه) معترف به فضائل اين بزرگواران هستند و ممكن است حبّ ايشان را نيز داشته باشند ولي حبّ دشمنانشان را نيز دارند ولي شيعه، علاوه بر اينكه هيچگونه حبّي نسبت به اين نامردان و ناكسان و ملعونين (عمر و پيروانش) كه صدّيقه طاهره عليها السلام را آزردند - مصداق آن حديث مشهور پيامبر[1] كه در پُست‌هاي قبلي نيز به كرّات تكرار شده است- بلكه نسبت به آنها «بغض» نيز داشته و نسبت به آنان «برائت» مي‌جويد.

پس:

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علي ذالك اللهم العن العصابه التي جاهدت الحسين و شايعت و بايعت و تابعت علي قتله اللهم العنهم جميعا.

پس همانطور كه خداوند در اين حديث قدسي (زيارت عاشورا) اين ملعونين را لعن نموده، ما نيز در صبح و شام اين ملعونين را لعنت مي‌كنيم و لعنت مي‌كنيم و لعنت مي‌كنيم و …

اللهم العن عمر ثم ابابكر و عمر ثم عثمان و عمر ثم معاويه‌ي خر ثم يزيد كرّه خر (بلا به نسبت خر و كرّه‌اش) ثم عمر ثم عمر ثم عمر …

 

 
 
معرفی وبلاگ

«فاروق اعظم» نام غصب شده‌ي اميرالمؤمنين حضرت علي عليه السلام توسط اول غاصب حق ايشان يعني عمر لعنت الله عليه مي‌باشد.

به مناسبت يادآوري يكي ديگر از ظلم‌هايي كه در حق ايشان توسط عمر لعنة الله عليه صورت گرفته، وبلاگي توسط چند تن از دوستان ايجاد شده كه بنا بر وظيفه به معرفي آن جهت استفاده شما عزيزان مي‌پردازم.

www.faroogheazam.mihanblog.com

www.faroogh.blogfa.com

                                                      حتما سر بزنيد.


 

1- «فاطمة بضعة مني فمن آذاها فقد آذاني و من آذاني فقد آذا الله». فاطمه پاره‌ي تن من است هر كس او را بيازارد مرا آزرده و هر كس مرا بيازارد، خدا را آزرد ه است.

+ لعنت فرستاده شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:30 قبل از ظهر  توسط شیعه علی (خادم بی بی)  | 

یکی از کاربران شبهاتی مطرح نموده که عینا آن را آورده سپس پاسخ می دهم

نویسنده: حقگو

پنجشنبه 30 فروردين1386 ساعت: 8:10

اغلب دوستان بر این باورند که وبلاگ شما عامل تفرقه بین شیعه و سنی است و یکی از معاندین نظام و از گروه منحرف حجتیه هستید که در پوشش دینداری و حزب اللهی بودن وارد معرکه شده اید . اگر غیر از این بود در این سالی که مقام معظم رهبری سال اتحاد ملی نامیدند اقدام به درج مطالب تفرقه انگیز نمی کردید . من به عنوان یک شیعه از تمامی برادران اهل سنت معذرت می خواهم که افرادی بی منطق و تندرو که در هر دو مذهب وجود دارند سبب توهین به مقدسات مذاهب دیگر می شوند . بیایید برای آمرزش این افراد دست به دعا برداریم و از گناهشان بگذریم باشد که خداوند نیز از گناه این نادانان بگذرد . خوب است کمی از مردم لبنان یاد بگیریم که شیعه و سنی در کنار هم و با اتحادی مثال زدنی در مقابل دشمن ایستادند

 

در اين پست، بر خلاف روال وبلاگ، كه پاسخ‌گويي شبهات نيست و شما براي پاسخ به شبهاتتون مي‌تونيد به سايتها و وبلاگهايي كه در اين زمينه تخصصي‌تر كار مي‌كنند، بريد كه چندتايي از اونا در قسمت پيوندهاي وبلاگ «لعنت فرستندگان به خلفاي سه گانه» قرار دادم. حرفهای خودمونی بچه شیعه  و جواب به شبهات اهل تسنن.

و يه تشكر از كاربري كه خودش رو «حقگو»! معرفي كرده بدهكارم چون با لعنت‌هايي كه در چهار پنج پست آخري فرستاده، دو لطف انجام داده. اول اينكه لعنت‌هاي فرستاده شده بر عمر رو رونقي دگر داده و دوم اينكه نظرات وبلاگ منو زيادتر كرده كه باز هم از ايشون تشكر مي‌كنم و خواهش مي‌كنم كه باز هم از اين كارها بكنه.

اما بعد،

ابتدا مي‌خواهم بدانم اين اغلب دوستان!! منظور چه كساني هستند كه تا كنون آثاري از خود به يادگار نگذاشته‌اند؟؟!!

دوماً اگر كسي حرف حق زد با برچسب شما دشمنان اهل بيت عليهم السلام مخالف نظام نمي‌شه آن هم نظامي كه با خون هزاران شهيد آبياري شده و امثال من، هم در جبهه و هم در پشت جبهه آنچه در توان داشته‌ايم را در طبق اخلاص گذاشته و خواهيم گذاشت. سوماً من كاري به گروه يا حزبي نداشته و آنچه تا كنون بيان نموده‌ام، همگي منطبق بر آيات و روايت، هم به نقل از شيعه و هم اهل سنّت بوده است و خواهد بود و نيازي ندارم در قبال پوششي!!!! وارد «معركه»! شوم.

در بعد، انسجام ملي به معني «شيعه، سني بشود»، نيست و شما كاربر گرامي ابتدا بايد از كلمه‌اي كه بر زبان جاري مي‌كني اطلاع كافي داشته باشي بعد اظهار نظر كني.

در جايي ديگر گفته‌اي « من به عنوان یک شیعه از تمامی برادران اهل سنت معذرت می خواهم ...». بايد به اطلاع عزيزاني كه اكنون اين مطالب را مطالعه مي‌فرمايند برسانم كه:

1-   اگر براي گفته‌هايت ارزش قائل هستي، پس چرا در كامنت‌هايي كه در وبلاگ‌هاي مختلف مي‌گذاري، هيچ‌گونه اثر و آدرسي از خودت نمي‌گذاري تا بتوانيم بيشتر با هم آشنا شويم؟

2-      به نظر من اسمي كه براي خودت انتخاب كرده‌اي كاملاً برعكس و نابجاست و بهتر بود يك پيشوند «نا» هم به آن اضافه مي‌كردي.

3-   با اين اوصاف و سخن‌ها، به نظر من شيعه نيستي. يا:   الف) وهابي هستي.  ب) سنّي هستي     ج) الف و ج !     د) يهودي هستي.

4-   پس جمله‌ات را من اين‌طور اصلاح ‌مي‌كنم: « من به عنوان یک وهابي، سنّي،  وهابي سنّي، چه مي‌دونم يهودي، ...   از تمامی برادران!! اهل سنت، معذرت می خواهم ...  »

5-   اگر «منظورت از مذاهب ديگر»،  غير شيعه است، بايد به عرض برسانم كه پيامبر گرامي اسلام هنگامي كه در بستر بيماري بودند و لحظات آخر عمر شريفشان بود، فرمودند:

«انّي تاركُ فيكم الثّقلين، كتاب الله و عترتي. لم يفترقا حتي يردا علي الحوض»

من دو چيز گرانبها در بين شما به وديعه مي‌گذارم. كتاب خدا (قرآن) و اهل بيتم.

وقتي كه عمر عليه اللعنة و العذاب بر مسند غصب خلافت تكيه داد، به خاطر اينكه ذهن مردم را از جناياتي كه در راه رسيدن به اين مسند، انجام داده بود دور كند، گفت: «حَسبُنا كتاب الله» و همچنين بيم داد مردم را از ذكر و بازگو كردن احاديث نبوي. و گفت در مسجد بنشينيد و براي هم قصّه!!! تعريف كنيد.[1]

پس بهتر است شما به جاي اينكه خود را شيعه جا بزنيد و مواظب !! كلاه ديگران باشي تا آن را باد نبرد، دستت روي سرِ خودت باشد چرا كه باد كلاهت را برده و خودت هنوز نمي‌داني و حالا كه من هم مي‌گويم،‌ باز نمي‌داني كه نمي‌داني. اين عمل شما مرا به ياد اين شعر مي‌اندازد كه:

آن‌كس كه نداند، كه نداند كه نداند                در جهل مركّب ابدالدهر بماند

در مورد دعا هم بايد بگويم كه دعاي زير، بهترين دعا براي ما و شماست:

ما به محبين علي و عمر        هيچ نگوئيم ز خير و ز شر
حشر محبين علي با علي        حشر محبين عمر با عمر

فكر مي‌كنم خيلي منصفانه باشد.
در پايان براي اينكه وظيفه‌ي شيعيان را به شما و ديگران يادآور شوم، خواهش مي‌كنم قبول زحمت نموده و چند پست پايين‌تر را نگاهي بياندازيد
«حقايق پنهان قسمت اول» و همچنين كمي پايين‌تر مطلب « لعن و بیزاری خداوند از عمر و ابوبکر و وعده عذاب الهی» و كمي ديگه پايين‌تر « اگر حلال زاده‌ای و شیر پاک خورده‌ای» خلاصه مطالب پستهاي قبلي رو اگه خونده باشي، با وجود سنّي بودن، چون همه از منابع خودتون (اهل سنّت)مدرك آوردم متقاعد مي‌شي اگه ضمن اينكه ادعا مي‌كني «حقگو» هستي، «حق‌بين» هم باشي.

قضاوت با خوانندگان عزيز و گرامي

 

 



1- اتقان سيوطي – و همچنين: كتاب «تأويل مختلف الحديث» اثر ابن قُتيبه دينوري، بيروت، دارالكتاب العلميه، ص 41.

+ لعنت فرستاده شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط شیعه علی (خادم بی بی)  | 

با سلام به همه ارادتمندان بی بی دوعالم

باید خدمت دوست عزیزی که همراهی اوبکر در غار با پیامبر را برای وی فضیلت می‌شمارند، عرض کنم که تو که ادعا می‌کنی چقدر با آیات قرآن آشنا هستی و از علم صرف و نحو و لغت عربی چیزی بلدی یا نه؟

البته تو این وبلاگ من قصد ندارم به شبهات پاسخ بدم. چون تو این وبلاگ وظیفه‌ی من چیز دیگه‌ای هست. در مورد آیه غار اگر اهل علم باشی و به کتب خود اهل سنت مراجعه کنی متوجه خواهی شد که ابوبکر از کجا می‌فهمید که پیامبر صلی الله علیه و آله قصد خارج شدن از شهر را دارند؟ غیر از این هست که در کتاب خود اهل سنت هست که در شب لیله المبیت که مشرکین مکه قصد به قتل رساندن پیامبر را داشتند به غیر حضرت علی علیه‌السلام و ابوبکر و خاندان که لعنت خداوند بر او و بر آبا و اجدادش باد کسی دیگر اطلاع نداشت. و باز همه اتفاق نظر دارند که حضرت علی علیه‌السلام جان مبارک خویش را در خطر انداختند و برای حفظ جان شریف پیامبر در بستر به جای ایشان خوابیدند.

حال این سؤال پیش می‌آید که ابوبکر از کجا می‌دانست؟ پاسخ بسیار واضح است چون خودش از قبل طراح نقشه قتل پیامبر بود و سر راه پیامبر صلی الله علیه و آله کشیک می‌داد تا به مشرکین اطلاع دهد که پیامبر صلی الله علیه و آله چون از نفاق او مطلع بود با خودشان او را بردند تا چنین کاری نکند. در غار هم وقتی مشرکین به دهانه غار آمدند می‌خواست با دراز کردن پای خود کفار را خبر دهد که به اذن خدا عقربی پای او را نیش زد و او نتوانست به نقشه‌ی شوم خود جامه‌ی عمل بپوشاند.

البته شرک و نفاق و کفر ابوبکر و عمر لعنت الله علیهما واضح و آشکار است فقط اندکی عقل سلیم لازم دارد تا به راحتی از روی ظاهر آیاتی مثل همین آیه‌ی غار پی به نفاق چنین ملعونینی برد.

در پایان اگه بیشتر می‌خوای بدونی یه وبلاگ هست که در خمین موردها مناظره می‌کنند برو و ببین شاید متنبه شوی.

در مورد لعنت کردن هم خودت و امثال تو مریض هستید که به کیش چنین منافقینی درآمده و اسلام راستین را گم کرده‌اید.

باز هم می‌گم تو این وبلاگ وظیفه من پاسخگویی به چرندیات نیست. پس لطفاً خفه.

+ لعنت فرستاده شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 2:3 قبل از ظهر  توسط شیعه علی (خادم بی بی)  | 

السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده

با عرض سلام به همه دوستان عزیز

خوشحالم که این توفیق رو پیدا کردم که بتونم در مورد یکی از بزرگوارانی که در زنده نگه داشتن اسلام سهم به سزایی داشته و دارند خدمتی هر چند ناچیز و کوچک به انجام برسونم.

به زودی با شرح مصیبت های بی بی دو عالم در خدوتتون خواهم بود.

مرا از یاری و راهنمایی های خود بی نصیب قرار ندهید.

منتظر نظرات شما هستم.

 

+ لعنت فرستاده شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط شیعه علی (خادم بی بی)  |