|
هرگونه استفاده از مطالب وبلاگ، در صورت لعن بر خلفاي غاصب، بلامانع بوده و موجب امتنان است. یا علی
|

![]()
اقرا باسم ربك الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم.
سوره مبارکه علق ( آیه 1-5)
بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. همان كه انسان را از خون بسته اى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمىدانست، ياد داد.




عيد سعيد مبعث بر امام عصر روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه، امير المؤمنين و بي بي دو عالم فاطمه زهرا سلام الله عليهما و همه شيعيان و همه مسلمانانِ پويندگان حق و حقيقت مباركباد


سخني با برادران اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم




به هر حال در اين مقال چند سؤال از اين برادران و احياناً خواهران اهل سنت دارم كه اميد است با چشم باز بخوانند و با بصيرت و آگاهي و مطالعه به آنها پاسخ دهند. گرچه قصد مناظره ندارم و كساني هم كه درخواست مناظره كردهاند، از ترس عدم توانايي يا هر چيز ديگر، و بدون خواندن مطالب وبلاگ نظرياتي آبكي داده و هيچگونه اثر و ردّي از خود به جا نگذاشتهاند، ولي چند سوال برايم پيش آمده كه از آنها ميخواهم جواب اين سؤالات را بدهند تا مسائلي كه آنها ادعا مي كنند واقعيت ندارد، روشن شود و خوانندگان عزيز و محترم خود به قضاوت بنشينند. «ياايها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوت النبي الا ان يؤذن لكم»[1] «اي افراد با ايمان به خانههاي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بدون اذن وارد نشويد» سؤال: چگونه ميتوان گفت كه خانهي عايشه و حفصه، خانهي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم است، اما خانهي دخت گرامي وي كه ارجمندترين زنان جهان اسلام است، خانه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نيست و ارتباطي با او ندارد؟ در پايان باز هم اعلام مي كنم كه سراپا مشتاق شنيدن سخنان و پاسخهاي اهل سنت هستم تا بعد از آن به ادامه سؤالات و احيانا پاسخ بر جواب اهل سنت ادامه دهم. اللهم العن جبت و طاغوت [1] - سوره احزاب آيه 53 2 - صحيح بخاري، كتاب الخميس، ج4 ص96 و باب غزوه و خيبر، ج5 ص177؛ صحيح ترمذي ج1 باب ما جاء من تركه رسول الله؛ مستدرك علي الصحيحين ج3 ص153؛ كنز العمال ج6 ص219؛ الاصابه ابن حجر عسقلاني ج4 ص375؛ تذكره ابن جوزي ص319؛ ذخائر محب الدين طبري، ص39؛ شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج16 ص264؛ الامامه و السياسه، ابن قتيبه دينوري ج1 ص13 و 14 و ... 3 - زماني كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در بستر شهادت آخرين لحظات حيات را طي مينمودند، در حالتي كه عدهاي از صحابه اطراف بستر آن حضرت در حجره جمع بودند فرمودند: «ايتوني بدوات و بياض لاكتب لكم كتابا لا تضلوا بعدي» «دوات و سفيدي (كاغذي) براي من بياوريد تا براي شما بنويسم چيزي را كه بعد از من گمراه نشويد». عمربن خطاب براي جلوگيري از امر وصيت آن حضرت، گفت: «دعو الرجل فانه ليهجر!! حسبنا كتاب الله» «واگذاريد اين مرد (رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم) را زيرا كه هذيان ميگويد، كتاب خدا ما را بس است». صحيح بخاري كتاب العلم باب كتابةالعلم ج1 ص39 و ج2 ص 118 و ج4 باب قول المريض از كتاب المرضي ص5 ج6 باب مرض النبي و وفاته، ص11 و ج4 كتاب الجهاد باب جوائز الوفد ص85 – صحيح مسلم ج6 كتاب الوصية ، باب ترك الوصيه ص76. – شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج2 ص563 و ج2 ص20. – كامل ابن اثير ج2 ص217- تاريخ طبري ج3 ص193 – و ...
1- در مورد اخترام خانه پيامبر و عظمت اين خانهها و آيه صريح قرآن كه ميفرمايد:
2- اگر فاطمه زهرا سلام الله عليها هيچ مصيبتي نديده بود، پس بگوييد كه آن حضرت در اول جواني (به قول شيعه 18 سالگي و به قول اهل سنت در سن 22 يا 25 سالگي) به چه مرضي از دنيا رفته است؟
3- اگر به قول شما هيچ مسألهاي در كار نبوده پس چرا طبق نقل عالم نمره 1 شما بخاري و ديگران، در طي ملاقاتي كه ابوبكر و عمر با حضرت زهرا سلام الله عليها داشتند، اصرار ورزيدند كه كه دخت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم از آنها راضي بشود؟[2]
4- اگر افكار عمومي آن طور بوده كه اجازه ندهد درب خانهي فاطمه زهرا سلام الله عليها را آتش بزنند و آن حضرت را بين در و ديوار قرار بدهند، به خاطر آنكه دختر پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم بوده است و فقط آنها با علي عليه السلام كار داشتند و ميخواستند كه علي عليه السلام را بسوزانند، چرا فاطمه و فرزندانش را كه از مدافعان علي عليه السلام بودهاند را نسوزانند؟
5- اگر سخنان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در مورد فاطمه زهرا سلام الله عليها مانع بوده كه اين كار را نكنند، پس چرا آن همه سفارش در مورد علي عليه السلام را فراموش كردند؟
6- اگر افكار عمومي وجود دارد، چرا آنها را از اين سخن زشت باز نداشت و كنار بستر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نسبت هذيان گويي را به آن حضرت دادند[3] و كسي آنها را ملامت و سرزنش نكرد؟