|
هرگونه استفاده از مطالب وبلاگ، در صورت لعن بر خلفاي غاصب، بلامانع بوده و موجب امتنان است. یا علی
|

السلام عليك
ايتها الصديقه الشهيده
بوي دود, رد خون
شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها واژه ماندگار
معناي لغوي وفات و عدم تعارض آن با مفهوم شهادت
اندك تعمقي در معناي لغوي واژه (وفات)[1] و كاربرد قرآني آن[2], ما را به اين نكته مهم رهنمون مي گرداند كه: هيچ گونه تعارض و تضادي ميان معناي كلمات (وفات) و (شهادت) برقرار نمي باشد.
زيرا معناي لغوي (وفات), (هر نوع مرگي) را پوشش مي دهد و در نتيجه, براي اشاره به (مرگ يك شهيد) نيز مي توان از كلمه (وفات) بهره برد. به عبارت ديگر, يكي از انواع مرگ, (شهادت) مي باشد و (شهيد شدن) يكي از اقسام و مصاديق (وفات) به شمار مي آيد كه تحقق آن, از شرايط خاصي برخوردار مي باشد. لذا به كار بردن واژه (وفات) براي اشاره به (درگذشت يك شهيد) خالي از هرگونه اشكال بوده و هرگز وقوع (شهادت) را زير سوال نمي برد.
براي مثال: هرچند درباره به شهادت رسيدن اميرالمومنين (ع), حرت امام حسين (ع), جناب جعفر طيار و زيدبن حارثه هيچ شك و ترديدي وجود ندارد؛ در عين حال, براي اشاره به درگذشت ايشان, مي توان از لغات (وفات) نيز استفاده نمود.
بديهي است كه چنين كاربردي, هرگز به معناي انكار به شهادت رسيدن (اميرالمومنين (ع), حضرت امام حسين (ع), جناب جعفر طيار و زيدبن حارثه) نمي باشد؛ چرا كه مفهوم لغت (وفات) هر نوع مرگي ـ از جمله شهادت ـ را در بر مي گيرد.
مثال الف)
شيخ صدوق (متوفي 381) در كتاب (من لا يحضره الفقيه) (حديث شماره 527) نقل ميكند:
] عن الصادق (ع) قال:[
ان النبي (ص) حين جاءته وفاه جعفربن ابي طالب و زيدبن حارثه اذا دخل بيته كثز بكاوه عليهما جداً…
] از امام صادق (ع) كه فرمودند:[
هنگامي كه خبر درگذشت جعفربن ابي طالب (طيار) و زيدبن حارثه به رسول خدا (ص) رسيد, هرگاه به منزل خود وارد مي شد, گريه اش بر آن دو شدت مي يافت…
مثال ب)
ابن شهرآشوب (متوفي 588) در كتاب (مناقب آل ابي طالب) (جلد 4, صفحه 175, چاپ: موسسه انتشارات علامه, قم) درباره تاريخ تولد امام سجاد (ع) نقل مي كند:
قبل وفاه اميرالمومنين بسنتين…
دو سال پيش از وفات اميرالمومنين (ع)…
مثال ج)
طبرسي (متوفي قرن 6) در كتاب (احتجاج) (جلد 2, صفحه 273) براي اشاره به عملكرد محمدبن حنيفه در دوران پس از شهادت امام حسين (ع) مي نويسد:
بعد وفات اخيه الحسين صلوات الله عليه…
بعد از وفات برادرش امام حسين (ع)…
بررسي كاربرد واژه (وفات) در منابع متقدم و متاخر
الف) كاربرد واژه وفات در كتاب (مناقب) ابن شهرآشوب
مروري بر كتاب (مناقب آل ابي طالب)[3] به صراحت نشانگر آن است كه كلمه (وفات) در نوشتار ابن شهرآشوب, در تقابل و مخالفت با معناي (شهادت) به كار نرفته است.
دلايل عدم تعارض معاني كلمات (وفات) و (شهادت) در كتاب (مناقب) ابن شهرآشوب
دليل يكم)
در صفحه 42 از جلد چهارم اين كتاب, درباره امام حسن مجتبي (ع) مي خوانيم:
فصل في وفاته و زيارته
ابن شهرآشوب در حالي از لغت (وفات) در اين فصل از كتابش استفاده مي كند كه در همان صفحه, درباره (جعده بنت اشعث) مي نويسد:
فقتلته و سمته.
او ]: امام حسن(ع)[ را به قتل رساند و مسموم نمود.
دليل دوم)
در صفحه 175 از جلد چهارم كتاب وي درباره امام سجاد (ع) چنين آمده است:
توفي بالمدينه…
در مدينه وفات نمود…
و در صفحه بعد, تصريح شده است:
سمه الوليد بن عبدالملك.
وليدبن عبدالملك به وي زهر داد.
دليل سوم)
در صفحه 326 از جلد چهارم اين كتاب درباره امام كاظم (ع) مي خوانيم:
فصل في وفاته.
و در صفحه بعد, با اين عبارات مواجه مي شويم كه:
فدعا السندي فامره بامره فامتثله و جعل سماً في طعام فقدمه اليه.
و ] هارون[ سندي ] بن شاهك[ را خواست و او را به قتل مامور كرد؛ او فرمان را اجرا كرد و زهري را در غذايي ريخت و به وي داد.











پي نوشتها: