|
هرگونه استفاده از مطالب وبلاگ، در صورت لعن بر خلفاي غاصب، بلامانع بوده و موجب امتنان است. یا علی
|

اميد است مورد قبول و رضايت حضرتش قرار گيرد و مطاعي باشد هر چند اندك جهت آمرزش گناهان و سعادت اخروي كليه عزيزاني كه در اين كار نقش داشتهاند.
اجركم عندالله
السلام عليك
ايتها الصديقه الشهيده
بوي دود, رد خون
شهادت حضرت زهرا (سلام الله عليها) حقيقتي انكار ناپذير
مقدمه
ما هرگز منكر غصه ها و گريه هاي جانگداز صديقه طاهره (س) در سوگ رحلت پدر بزرگوارشان, رسول خدا (س) نيستيم.
ما نيز مي پذيريم و باور داريم كه آن سوز و گدازها در غم فقدان رسول خدا (س), تاثير جانكاهي بر جسم و جان حضرت فاطمه (س) نهاده است.
اما انچه به شدت با آن مخالفيم, (بزرگ نمائي انحصار گرايانه) اين بخش از رنج هاي فاطمه زهرا (س) است؛ چرا كه اين قبيل تاكيد ها را تلاشي براي به فراموشي سپردن ساير رنج هاي جسمي و روحي آن حضرت (س) مي دانيم.
محدود نمودن (دلايل رحلت حضرت زهرا (س)) به رنج هاي ناشي از فراق رسول خدا (س) و غفلت از ساير عوامل تاثير گذار بر رنجوري جسم شريف ايشان, جفايي نابخشودني در حق زهراي اطهر (س) مي باشد كه در نهايت, به انكار (شهدت ايشان) مي انجامد.
ما در بين پذيرش تاثير عميق اندوه بي پايان صديقه طاهره (س) در فقدان رسول خدا (ص), بر نقش آفريني عوامل بسيار مهم ديگري در رحلت حضرت زهرا (س), تاكيد ويژه مي ورزيم.
در ضمن يادآور مي شويم كه در صفحات تاريخ, هيچ نشانه اي از ضعف جسماني حضرت زهرا (س) تا قبل از حوادث سال يازدهم هجري به چشم نمي خورد[1] و بر خلاف آنچه برخي پنداشته اند[2] (نصوص تاريخي), حاكي از قوت جسماني حضرت فاطمه زهرا (س) مي باشد.[3]
آشنايي با عوامل تاثيرگذار بر رنجوري جسم شريف صديقه طاهره (س)
دورنمايي از لطمات جسمي و روحي صديقه طاهره (س)
ابن قوقويه (متوفي 367)
در كتاب (كامل الزيارات) (ص 333) نقل مي كند:
] عن ابي عبدالله الصادق (ع): قال جبرئيل خطاباً للنبي (ع):[ و اما ابنتك فتظلم و تحرم و يوخذ حقها عصبا الذي تجعله لها و تضرب و هي حامل و يدخل علي حريمها و منزل ها بغير اذن, ثم يمسها هوان و ذل, ثم لا تجد مانعاً و تطرح ما في بطنها من الضرب و تموت من ذلك الضرب…
] از امام صادق (ع): جبرئيل خطاب به رسول خدا (ص) گفت:[ و اما دخترت؛ مورد ستم واقع مي شود و محروم مي گردد و حقش غاصبانه گرفته مي شود؛ همان حقي كه تو برايش قرار مي دهي.
و در حالي كه باردار است, او را مي زنند و به حريم و خانه اش بدون اجازه وارد مي شوند. سپس ] از جهت ورود مهاجمان به خانه اش[ به او خواري و ذلت مي رسد, بعد هم ] مدافع و[ بازدارنده اي نمي يابد و به جهت كوفته شدن, فرزندي را كه در بطن دارد, فرو مي اندازد و به دليل آن ضربه, از دنيا مي رود…
عامل يكم)
همانطور كه تاكيد نموديم, نخستيم عامل موثر, غصه ها و گريه هاي ناشي از اندوه رحلت رسول خدا (ص) بود؛ اندوهي كه ما هرگز به عمق آن پي نخواهيم برد.
عامل دوم)
دومين عامل موثر, لطمات روحي ناشي از مظلوميت, غربت و تنهايي وصي بر حق رسول خدا (ص) , يعني اميرالمومنين علي بن ابي طالب (ع) بود.
ابن شهرآشوب (متوفي 588)
در كتاب (مناقب آل ابي طالب) (جلد 2, صفحه 205, چاپ: مكتبه العلميه) نقل مي كند:
دخلت ام سلمه علي فاطمه (س) فقالت لها:
كيف اصبحت عن ليلتك يا بنت رسول الله (ص)؟ قالت:
اصبحت بين كمد و كرب, فقد النبي و ظلم الوصي. هتك ـ والله ـ حجابه…ام سلمه بر فاطمه (س) وارد شد و به وي گفت:
اي دختر رسول خدا (ص)! شب خود را چگونه صبح نمودي؟
فرمود: ميان غصه و غم به صبح رساندم. ] غصه[ فقدان پيامبر و ] غم و اندوه[ ظلم به جانشين وي.
به خدا سوگند! حرمت وصي پايمال شد…
عامل سوم)
سومين عامل موثر, لطمات روحي ناشي از تحقير شخصيت والامقام حضرت فاطمه زهرا (س) توسط خليفه وقت و اطرافيانش بود.[4]
طبرسي (متوفي قرن 6)
در كتاب (احتجاج) (جلد 1, صفحه 107) نقل مي كند:
] حضرت فاطمه زهرا (س) پس از اتمام خطبه فدك فرمودند:[
ليتني مت قبل هينتي[5] و دون ذلتي…[6]
كاش پيش از ] روز[ خواري و سقوطم مرده بودم…
جمع بندي عوامل فوق
لطمات روحي صديقه طاهره (س) تنها به غم و اندوه جانسوز از دست دادن رسول خدا (ص) منحصر نبوده است؛ بلكه بايستي بر اين غصه جانگداز, دو اندوه جانكاه ديگر را هم افزود.
عامل چهارم)
چهارمين عامل موثر ـ كه در راس همه عوامل قرار دارد ـ صدمات جسماني ناشي از هجوم به (بيت فاطمه (س) ) و ضرب و جرح شديد صديقه طاهره (س) بود.
به عبارت ديگر, رنجوري جسم شريف حضرت فاطمه (س) تنها ناشي از لطمات روحي ايشان نبوده است و تاثيرگذاري عميق صدمات جسماني بر رنجوري جسم شريف ايشان را نبايد از ياد برد.
مسعودي (متوفي 346)
در كتاب (اثبات الوصيه) (صفحه 154) نقل مي كند:
و ضغطو سيده النساء بالباب حتي اسقطت محسناً…
و چنان بر سرور زنان در آستانه در فشار وارد كردند كه محسن را فرو انداخت…
قاضي نعمان مغربي (متوفي 363)
در كتاب (دعائم الاسلام) (جلد 1 صفحه 232) نقل مي كند:
] عن ابي عبدالله جعفربن محمد الصادق (ع) عن ابيه (ع): قال:[
ان رسول الله(ص) اسر الي فاطمه (س) انها اولي ] اول[ من يلحق به من اهل بيته فلما قبض و نالها من القوم ما نالها لزمت الفراش و نحل جسمها و ذاب لحمها و صارت كالخيال.
] از امام جعفربن محمد صادق از پدرش (ع) كه فرمود:[
رسول خدا (ص) به فاطمه (س) محرمانه فرمود كه وي نخستين شخص از اهل بيت اوست كه به ايشان مي پيوندد.[7]
بعد, وقتي آن حضرت (ص) رحلت فرمودند و از طرف جماعت به آن بانو آن آسيب ها رسيد, در بستر افتاد و جسمش ضعيف گشت و گوشت ] بدن[ وي آب شد ]: به تدريج لاغر شد[ و مانند شبحي گرديد.
شيخ طوسي (متوفي 460)
در كتاب (تلخيص الشافي) (جلد 3, ص 156) نقل مي كند:
والمشهور الذي لا خلاف فيه بين الشيعه ان عمر ضرب علي بطنها حتي اسقطت…
و مشهوري كه در ميان شيعه هيچ اختلافي در آن نيست, آن است كه عمر چنان ضربه اي بر شكم آن بانو وارد كرد كه سقط جنين نمود…
طبري امامي (متوفي قرن 5)
در كتاب (دلائل الامامه) (صفحه 27, چاپ جديد: صفحه 104) نقل مي كند:
فلما قبض رسول الله (ص) و جري ما جري في يوم دخول القوم عليها دارها و اخراج ابن عمها اميرالمومنين (ع) و ما لحقها من الرجس اسقطت به والداً تماماً و كان ذلك اصل مرضها و وفاتها.
وقتي رسول خدا (ص) جان سپرد و آن ماجراها در روز وارد شدن جماعت به خانه آن بانو و بيرون كشيدنپسر عمويش اميرالمومنين (ع) و آن بلايي كه از ناحيه آن مردبه او رسيد, اتفاق افتاد؛ فرزند كاملي را سقط كرد و اين مسئله, ريشه بيماري و وفات آن بانو بود.
علامه حلي (متوفي 726)
در كتاب (شرح التجريد) (صفحه 376) نقل مي كند:
و ضربت فاطمه (س) فالقت جنيناً اسمه محسن…
و فاطمه (ع) كتك خورد و كوفته شد, لذا جنيني را كه نامش محسن بود, فرو انداخت…
نتيجه گيري
از بررسي عوامل رنجوري صديقه طاهره (س)
حضرت فاطمه (س) در مسير دفاع از اميرالمومنين (ع) متحمل لطمات روحي و بهع ويژه صدمات جسماني شديدي شدند و (علت اصلي) رحلت ايشان, ضرب و جرح هاي ناشي از هجوم هواداران خليفه به (بيت فاطمه (س) ) بود.
طبري امامي (متوفي قرن 5)
در كتاب (دلائل الامامه) (صفحه 45, چاپ جديد: صفحه 134) نقل مي كند:
] عن ابي بصير عن ابي عبدالله (ع): قال:[
و كان سبب وفاتها ان قنفذواً مولي عمر لكزها بنعل السيف بامره, فاسقطت محسناً و مرضت من ذلك مرضاً شديداً…
] از ابو بصير از امام صادق (ع) كه فرمودند:[
و دليل وفات آن بانو اين بود كه قنفذ ـ غلام عمر ـ به دستور او با نعل شمشير ]: آهني كه انتهاي غلاف شمشير است[ بر آن بانو به شدت ضربه اي زد؛ لذا محسن را سقط نمود و از اين جهت, به سختي بيمار شد…
كفعمي (متوفي 905)
در كتاب (مصباح) (صفحه 522) نقل مي كند:
ان سبب وفاتها (ع) هو انها ضربت و اسقطت.
همانا سبب درگذشت آن بانو اين است كه وي ضربه خورد, كوفته شد و سقط جنين كرد.
با توجه به آن چه ملاحظه فرموديد, به حق بايد رحلت و درگذشت صديقه طاهره (س) را (شهادت) ناميد.
طبرسي (متوفي قرن 6)
در كتاب (احتجاج) (جلد1, صفحه 83) نقل مي كند:
و حالت فاطمه (ع) بين زوجها و بينهم عند باب البيت فضربها قنفذ بالسوط علي عضدها, فبقي اثره في عضدها من ذلك مثل الدملوج من ضرب قنفذ اياها فارسل ابوبكر الي قنفذ اضربها, فالجاها الي عضاده بيتها, فدفعها فكسر ضلعاً من جنبها و القت جنيناً من بطنها, فلم تزل صاحبه فراش حتي ماتت من ذلك شهيده…
فاطمه (س) در آستانه در, بين همسرش و آنان ]: مهاجمان[ مانع شد و قنفذ با شلاق بر بازوي آن بانو كوبيد و اثر آن, بر بانوي وي مثل بازوبند باقي ماند.
و ابوبكر, سراغ قنفذ فرستاد كه او را بزن!
لذا آن بانو را به سمتي از خانه اش پرت كرد و استخوان دنده اي از پهلويش را شكست و آن بانو جنيني را از بطنش فرو انداخت.
سپس پيوسته در بستر افتاده بود تا بر اثر آن ] لطمات[, شهيد از دنيا رفت…
تعريف شهادت
و انطباق آن بر رحلت صديقه طاهره (س)
محمد صالح مازندراني (متوفي 1081 يا 1086)
در كتاب (شرح الكافي) (جلد 7, صفحه 207 , چاپ: اسلاميه) نقل مي كند:
الشهيد من قتل من المسلمين في معركه القتال المامور به شرعاً. ثم اتسع فاطلق علي كل من قتل منهم ظلماً كفاطمه (س) اذ قتلوها بضرب الباب علي بطنها و هي حامل فسقط حملها فماتت لذلك.
شهيد, شخصي از مسلمانان است كه در معركه جنگي كه شرعاً به آن مامور شده است, كشته شود.
سپس اين اصطلاح گسترش يافت و بر هر مسلماني اطلاق مي شود كه مظلومانه كشته شود؛ مانند فاطمه (س) كه او را با كوبيدن در بر شكمش ـ در حالي كه باردار بود ـ به قتل رساندند؛ لذا فرزندش را سقط كرد و به همين دليل جان سپرد.
بر اساس همين مبنا, در احاديث اهل بيت (ع) از حضرت زهرا (س) با وصف (شهيده) ياد شده است.
براي مثال:
ثقه الاسلام كليني (متوفي 329)
در كتاب (اصول كافي) (جلد 1 , ص 458) نقل مي كند:
] عن علي بن جعفر عن اخيه ابي الحسن (ع): قال: [
ان فاطمه صديقه شهيده.
] از علي بن جعفر از برادرش ابوالحسن (امام كاظم (ع) ) كه فرمود:[
همانا فاطمه صديقه اي شهيده است.
توصيف صديقه طاهره (س) به (مقتوله),
تاكيدي ديگر بر وقوع شهادت
شيخ صدوق (متوفي 381)
در كتاب (امالي) (صفحه 100, چاپ: بيروت)
جويني شافعي (متوفي 722)
در كتاب (فرائد السمطين) (جلد 2, صفحه 35, چاپ: محمودي) مقل مي كنند:
] عن النبي (ص): قال:[
پس ] فاطمه (س)[ بر من با حالتي محزون, رنجيده, غمگين و در حالي كه حقش به تاراج رفته و به قتل رسيده است, وارد مي گردد…
كراچكي (متوفي 449)
در كتاب (كنزالفوائد) (صفحه 63, چاپ ديگر: جلد 1, صفحه 150) نقل مي كند:
] عن مولانا الصادق (ع): قال جدي رسول اللله (ص):[
ملعون ملعون من يظلم بعدي فاطمه ابنتي و يغصبها حقها و يقتلها.
] از مولاي ما, امام صادق (ع): جدم رسول خدا (ص) فرمود:[
ملعون است, ملعون؛ كسي كه بعد از من به فاطمه دخترم ستم روا مي دارد و حقش را غصب مي كند و او را به قتل مي رساند.
تذكري در پايان
همانطور كه مي دانيد, سلسله صفويه از سال 907 تا سال 1135 هجري در ايران سلطنت كردند.
جهت دفع هرگونه توهمي مبني بر اين كه عقيده به (شهادت حضرت زهرا (س) پرداخته دوران صفويه است, به سال فوت مورخان و محدثاني كه از آثار مكتوب آن ها بهره برده ايم, توجه فرماييد.
[1] عباس محمود عقاد در كتاب (فاطمه الزهراء والفاطميون) (چاپ دوم, صفحه 68) بر اين نكته تصريح مي نمايد.
[2] دكتر علي شريعتي در كتاب (فاطمه, فاطمه است) (صفحه 117) مي پندارد:
(فاطمه اساساً تني ضعيف داشت.)!
[3] سيد محسن امين در كتاب (اعيان الشيعه) (جلد 1 ص 307) به نقل از كتاب (مستدرك حاكم نيشابوري) بر اين نكته, تصريح مي آورد.
[4] ر.ك: شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد معتزلي, ج 16, ص 214.
[5] (هينتي) از ماده (هون: خواري) مي باشد.
[6] در منبع فوق, (هينتي: راحتي ام) چاپ شده است؛ ليكن (هينتي) از لحاظ ادبيات عرب مناسب تر به نظر مي رسد.
[7] توجه: برخي نويسندگان با اتكا به (جبرگرايي در تفكرات سنيان, (علت) درگذشت زودهنگام حضرا زهرا _س) را (تحقق) اين پيش بيني رسول خدا (ص) عنوان مي نمايند!!
انگيزه نقل و ثبت احاديثي با مضامين پيش گويي رسول خدا (ص) درباره رحلت زودهنگام حضرت فاطمه (س), توسط هواداران مكتب خلفا (از جمله: عايشه) را بايد در همين نكته مهم جستجو نمود.

نوشتار زير برگرفته از كتاب «به رنگ خون» تأليف برادر عزيز جناب آقاي علي لبّاف ميباشد كه توسط عدّهاي از دوستان عزيزم – ارادتمندان بي بي دوعالم و يوسف زهرا عليهما سلام الله – تايپ شده كه اين حقير هم جهت بيان گوشهاي ديگر از مصائب بي بي دوعالم سلام الله عليها و استفاده دوستداران حضرتش در اين ايام حزن انگيز و جانسوز فاطميّه در چند پست به صورت متوالي از آنها استفاده ميبرم.
اميد است مورد قبول و رضايت حضرتش قرار گيرد و مطاعي باشد هر چند اندك جهت آمرزش گناهان و سعادت اخروي كليه عزيزاني كه در اين كار نقش داشتهاند.
اجركم عندالله

اين نوشتار را با يادآوري فتواي مرجع عاليقدر آيه الله العظمي تبريزي درباره مصائب جانگداز حضرت فاطمه زهرا (س) آغاز مي نماييم.
ما هو نظركم في الروايات التي تعرضت الي مالاقته ام الائمه فاطمه الزهراء صلوات الله عليها من ممارسات تعسفيه علي ايدي الحاكمين مثل كسر ضلعها و اسقاط جنينها المسمي بمحسن علي بن علي صلوات الله عليهما و لطمها علي خدها و منعها من البكاء الذي اشتد عليها في ليلها و نهارها بعد فقد ابيها رسول الله صلي الله عليه و آله و ما الي ذالك؟ والحمدلله رب العالمين.
بيداد زمانه, غربت فاطمه (س)
چاپ و توزيع كتاب (الزهراء (س) القدوه[1])[2]
به قلم: سيد محمد حسين فضل الله, چهره سياسي لبنان:
( و هناك بعض الحوادث التي تعرضت لها مما لم تتاكد لنا بشكل قاطع و جازم, كما مساله حرق الدار فعلاً, و كسر الضلع, و اسقاط الجنين و لطم خدها و ضربها…)![3]
پائيز1379
فصلنامه نداي اسلام
شماره 3
چاپ مقاله (فاطمه زهرا از ولادت تا افسانه شهادت):
(برخي آگاهانه يا ناآگاهانه شهادت حضرت فاطمه زهرا (رضي الله عنها) را عنوان مي نمايند, تا از اين رهگذر مظلوميت اهل بيت پيامبر را به اثبات برسانند, غافل از اين كه جعل چنين داستاني…)!
زمستان 1379
فصلنامه نداي اسلام
شماره 4
مصاحبه با محمد جواد حجتي كرماني:
(در روضه خواني ها مخصوصاً در ايام فاطميه, آن چه كه احساسات اهل سنت را جريحه دار مي كند… از صدا و سيما پخش نشود و در مجامع عمومي گفته نشود…)!
تابستان 1380
فصلنامه نداي اسلام
شماره 6
گزارش خطبه هاي نماز جمعه مولوي عبد الحميد:
(آنچه امروز مطرح مي شود و يا نوشته مي شود مورد قبول ما نيست و طبق عقيده ما حضرت فاطمه در بستر خويش وفات نموده و كسي ايشان را به شهادت نرسانده است…)!
پائيز 1380
فصلنامه نداي اسلام
شماره 7
توضيح حوزه علميه دارالعلوم زاهدان درباره مقاله (افسانه شهادت):
(حضرت فاطمه زهرا رضي الله عنها با ان كه درجه و رتبه اش از همه زنان عالم و شهدا برتر استولي رحلتش به صورت طبيعي بوده و …)!
تابستان 1381
روزنامه آفتاب
شماره 668
چاپ مقاله محمد جواد حجتي كرماني با عنوان (ولاي علي (ع) پايه وحدت اسلامي):
(حضرت زهرا (س) پس از رحلت حضرت رسول (ص) چندان غمگين شد كه شب و روز مي گريست و چندان دلسوخته و لاغر و نحيف و به شدت بيمار شد كه پس از اندك مدتي رحلت فرمود.)!
بهار 1382
چاپ و توزيع كتاب (وحدت و شفقت صحابه و اهل بيت)
به قلم: صالح بن عبدالله الدرويش, قاضي دادگاه عالي قطيف:
( اخيراً افسانه شهادت حضرت فاطمه را يافته اند و پر و بال مي دهند.)!
تابستان 1382
سايت اينترنتي (Persian talk)
درج مقاله (دلايل نادرست بودن شهادت حضرت زهرا):
(براي نخستين بار در زمان صفويه داستان دروغين شهادت حضرت زهرا مطرح شد…)!
تابستان 1383
فصلنامه نداي اسلام
شماره 18
گزارش خطبه هاي نماز جمعه مولوي عبدالحميد:
(خطيب جمعه اهل سنت زاهدان در خصوص وفات حضرت فاطمه رض الله عنها كه در چندين سال اخير تحت عنوان شهادت از آن ياد مي كنند و آن را تبليغ مي كنند, فرمودند:
عنوان كردن شهادت و تبليغ كردن آن به اين صورت نه به نفع اسلام است و نه به نفع فريقين شيعه و سني…)!
آنچه ملاحظه فرموديد, دورنمائي بود از شبهه افكني هاي معاصر درباره شهادت صديقه طاهره (س).[4]
و اما درباره موضوع اين نوشتار
برخي شبهات, هرچه لطيف تر بيان شوند, فريبنده تر و خطرناك ترند.
هم كشف و هم استخراج آن ها دشوار تر است و هم پاسخگويي به آن ها مشكل تر.
گاهي تشخيص يك شبهه در لابلاي نوشته هاي يك فرد, مستلزم آگاهي و اشراف كامل بر دستگاه فكري اوست.
پيچيده ترين شبهات, شبهاتي اند كه در قالب تحقيق و پژوهش مطرح مي شوند و ابراز كننده آن ها, از موضوع (جستجوگر كنجكاو) سخن مي راند.
اين سنخ شبهات, هيچ گاه (به طور مستقيم) به انكار يك واقعيت تاريخي رو نمي آورند؛ بلكه شگرد اصلي در طراحي آن ها اين است كه:
خواننده خود را در ترديد و تعجب فرو مي برند.
آن چه در پي خواندن اين گونه شبهات پديد مي آيد, موجي از ترديد, ابهام و شگفتي است كه در نهايت, خواننده را (ناخودآگاه) به سوي انكار سوق مي دهد.
انكاري كه روح را مي خراشد و شايد هيچ گاه بر زبان جاري نشود!!
يكي از همين شبهات, ضمن پرسش و پاسخي كه در شماره 668 از روزنامه آفتاب, به قلم محمد جواد حجتي كرماني درج گرديده, قابل مشاهده است كه متن آن بدين شرح مي باشد:
پرسش:
(در باب ظلم به حضرت زهرا (س) بعد از وفات رسول خدا (ص) چه مي گوئيد؟ علت مرگ حضرت زهرا چه بود؟)[5]
پاسخ حجتي كرماني:
(باري: در مورد وفات حضرت زهرا (س) در منابع متقدم و متاخر از جمله مناقب ابن شهر آشوب (ج 3 ص361) روضه الواعضين ابن فتال نيشابوري(ص181) منتهي الامال محدث قمي (ص99) و اعيان الشيعه سيد محسن امين عاملي (ج1 ص 319) و بسياري از منابع متقدم و متاخر ديگر واژه (وفات) به كار رفته است و بر حسب آن چه در اين گونه منابع آمده است حضرت زهرا (س) پس از رحلت رسول (ص) چندان غمگين شد كه شب و روز مي گريست و چندان دلسوخته و لاغر و نحيف و به شدت بيمار شد كه پس از اندك مدتي رحلت فرمود.
در پاره اي از كتب ناراحتي هاي مربوط به مشاجرات و درگيري هاي پس از وفات رسول خدا (ص) را هم مزيد بر علت كرده اند. اما نمي توان گفت تمام مواردي كه امروز نقل مي شود آنگونه كه آقاي محدثين پنداشته اند, متواتر و اجماعي است… شهادت يا وفات حضرت فاطمه زهرا (س) يك مقوله تاريخي است… و بزرگان شيعه هم كه رحلت آن حضرت را (وفات) ثبت كرده اند, سني نبوده اند.)!
بررسي و تبيين شبهه مندرج در روزنامه آفتاب
نكته يكم)
القا كننده شبهه, رحلت و وفات را (مرگ طبيعي)! معنا نموده و تاكيد بر آن را به منزله انكار (شهادت) دانسته است!
به عبارت ديگر, نامبرده, استفاده از واژه (وفات) درباره حضرت فاطمه زهرا (س) را مترادف با (عدم به شهادت رسيدن ايشان) مي پندارد و بر آن اصرار مي ورزد!
نكته دوم)
القا كننده شبهه, با استناد به استفاده عالمان شيعه از واژه (وفات: مرگ طبيعي!) چنين وانمود مي نمايد كه همه به كار برندگان اين واژه, قائل به (شهيد نشدن) حضرت فاطمه زهرا (س) بوده اند!
نكته سوم)
از آن جايي كه ترجمه وفات به (مرگ طبيعي) و به كار بردن آن براي اشاره به رحلت حضرت زهرا (س) از ابتكارات اهل سنت است, القا كننده شبهه براي دفع هرگونه اتهام, تصريح مي كند:
بزرگان شيعه هم كه رحلت ان حضرت را (وفات) ثبت كرده اند, سني نبوده اند!
همين تاكيد, حاكي از آن است كه وي ـ همانند سنيان ـ (وفات) و (شهادت) را در تضاد با يكديگر مي پندارد و لذا دفاع او از به كار گيري واژه (وفات: مرگ طبيعي!), در واقع كوششي پنهان براي انكار (به شهادت رسيدن حضرت فاطمه زهرا (س) مي باشد!
نكته چهارم)
القا كننده شبهه, دليل درگذشت حضرت فاطمه (س) را به غصه هاي ناشي از فقدان رسول خدا (ص) و اندوه حاصل از فراق آن حضرت (ص) محدود نموده و با (بزرگ نمايي انحصار گرايانه اي) بر آن تاكيد خاص مي ورزد!
نكته پنجم)
القا كننده شبهه, جهت حفظ وجهه علمي خود, به تاثير گذاري برخي ناراحتي هاي مربوط به مشاجرات و درگيري هاي پس از رحلت پيامبر (ص) اشاره مي كند؛ ولي به طور ضمني, وجود اين عوامل (لطمات جسماني) را انكار مي نمايد!
وي براس دستيابي به هدف خود از (سه شيوه) بهره مي برد كه به تفكيك به آن ها اشاره مي نماييم:
شيوه شناسي شبهه افكني حجتي كرماني
شيوه الف)
وي هنگامي كه مي خواهد از (وفات: مرگ طبيعي!) ـ آن هم تنها به دليل غم فراق رسول خدا (ص)ـ سخن بگويد, پس از اشاره به چند كتاب مشهور در ميان شيعيان, مي نويسد:
در بسياري از منابع متقدم و متاخر ديگر, واژه (وفات) به كار رفته است!
بدين ترتيب, عقيده به (مرگ طبيعي: شهيد نشدن) حضرت زهرا (س) را به تعداد زيادي از كتاب هاي شيعيان نسبت مي دهد و براي ديدگاه خود, طرفداران فراواني ترسيم مي نمايد!
شيوه ب)
نامبرده, تصريح به وجود (لطمات جسماني) را به (پاره اي از كتب) نسبت مي دهد و بدين وسيله, چنين وانمود مي نمايد كه:
(در اغلب و اكثر كتاب ها, هيچ اشاره اي به تاثيرگذاري (لطمات جسماني) در رحلت حضرت زهرا (س) نگرديده است!
شيوه ج)
القا كننده شبهه, پس از محكوم نمودن نقل هاي (لطمات جسماني) در درج شدن در (تعداد اندكي از كتاب ها), اين نقل ها را به شدت تضعيف نموده و به انكار تواتر آن ها مي پردازد.
به عبارت ديگر, چنين القا مي نمايد كه:
در صحت و اعتبار (عواملي: لطمات جسماني) كه تنها (پاره اي از كتب) از آن ها ياد نموده اند, شك و ترديد اساسي وجود دارد!
[1] الگو, اسوه, پيشوا.
[2] چاپ: داراالملاك.
[3] ( و برخي حوادث- از آن دسته كه به صورت يقيني و قطعي بر ما ثابت نشده است- وجود دارد كه من با آن ها مخالفت كردم.
همانند مساله تحقق آتش زدن خانه, شكستن پهلو, فرو انداختن جنين و سيلي زدن بر گونه آن بانو و كتك زدن وي…)!
[4] جهت رعايت امانت داري, متن شبهات را بدون ويراستاري نقل نموده ايم.
[5] متن اصلي اين پرسش مربوط به مقاله جناب آقاي جواد محدثين در شماره 377 روزنامه جام جم مي باشد كه با اشاره ضمني به افكار و انديشه هاي انحرافي محمد جواد حجتي كرماني, در مقام مناظره, از وي سوال كرده بود:
(اساساً علت درگذشت آن حضرت چه بود؟ آيا مرگ طبيعي بود؟)
پرسش و پاسخ فوق (به قلم محمد جواد حجتي كرماني, مندرج در روزنامه آفتاب) در واقع, در جهت پاسخگويي به اين سوال نگاشته شده است.