تبليغاتX
a href="http://3entre.com/photo/">Hosted image مصائب بی بی دوعالم علیها السلام
هرگونه استفاده از مطالب وبلاگ، در صورت لعن بر خلفاي غاصب، بلامانع بوده و موجب امتنان است. یا علی

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

فرا رسيدن ماه ربيع الاول بر همه شيعيان مباركباد. ماهي كه در نهمين روز آن يكي از بزرگترين منافقان صدر اسلام، كسي كه با زنا زاده شد و با خواهر خود همبستر گرديد. كسي كه خانوادتاً زنازاده هستند، آري عمر بن خطاب لعنة الله عليه و علي آبائه و احبّائه. به درك واصل شد و به اسفل السافلين افتاد.

در آستانه به درك واصل شدن غاصب حق اهل بيت عليهم السلام، همچون سال گذشته به رسوا كردن بيش از پيش اين زاده‌ي زنا مي‌پردازم. با نظرات خود كه هر كدام لعني است كه بر اين زنازاده‌ي غاصب منافق محسوب مي‌شود مشوق اين حقير باشيد و ثوابي از اين لعنت براي خود اندوخته نماييد.

 

إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ کُسَالَى يُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ يَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِيلاً (142)[1]

منافقان مى‏خواهند خدا را فريب دهند؛ در حالى که او آنها را فريب مى‏دهد؛ و هنگامى که به نماز برمى‏خيزند، با کسالت برمى‏خيزند؛ و در برابر مردم ريا مى‏کنند؛ و خدا را جز اندکى ياد نمى‏نمايند!

وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ کُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَکُونَ[2]

هنگامى که آنها را مى‏بينى، جسم و قيافه آنان تو را در شگفتى فرو مى‏برد؛ و اگر سخن بگويند، به سخنانشان گوش فرا مى‏دهى؛ اما گويى چوبهاى خشکى هستند که به ديوار تکيه داده شده‏اند! هر فريادى از هر جا بلند شود بر ضد خود مى‏پندارند؛ آنها دشمنان واقعى تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف مى‏شوند؟!

وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْکَ حَتَّى إِذَا خَرَجُوا مِنْ عِندِکَ قَالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مَاذَا قَالَ آنِفًا أُوْلَئِکَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ[3]

گروهى از آنان به سخنانت گوش فرامى‏دهند، امّا هنگامى که از نزد تو خارج مى‏شوند به کسانى که علم و دانش به آنان بخشيده شده (از روى استهزا) مى‏گويند: «(اين مرد) الان چه گفت؟!» آنها کسانى هستند که خداوند بر دلهايشان مُهر نهاده و از هواى نفسشان پيروى کرده‏اند (از اين رو چيزى نمى‏فهمند)!

أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَن لَّن يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ * وَلَوْ نَشَاءُ لَأَرَيْنَاکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِيمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَکُمْ[4]

آيا کسانى که در دلهايشان بيمارى است گمان کردند خدا کينه‏هايشان را آشکار نمى‏کند؟!

و اگر ما بخواهيم آنها را به تو نشان مى‏دهيم تا آنان را با قيافه‏هايشان بشناسى، هر چند مى‏توانى آنها را از طرز سخنانشان بشناسى؛ و خداوند اعمال شما را مى‏داند!

سؤال:

اگر خود پيامبر صلي الله عليه و آله (طبق گواهي آيات) بسياري از آنان را نمي‌شناسد، چگونه مي‌توان منافقين را منحصر به اين دو نفر كرد كه نزد تمام مسلمين معروف بوده‌اند؟!

امروز ديگر هيچ ارزشي ندارد اين سخن اهل سنّت كه مي‌گويند: ما امام علي عليه السلام را دوست مي‌داريم و او را به بزرگي ياد مي‌كنيم؛ چرا كه در پاسخشان مي‌گوييم: هرگز نمي‌شود در قلب يك انسان مؤمن، محبت ولي خدا و محبت دشمن خدا، جمع گردد! و خود امام علي عليه السلام نيز به آنان گفته است:

«از ما نيست كسي كه بين ما و دشمنانمان، فاصله و جدايي نياندازد».[5]

ادامه دارد ...

 

مطالب مرتبط با نهم ربيع در همين وبلاگ:

فضيلت نهم ربيع (قسمت اول)

http://yasekaboodeali.blogfa.com/post-10.aspx

فضيلت نهم ربيع (قسمت دوم) اسامي روز نهم ربيع

http://yasekaboodeali.blogfa.com/post-11.aspx

حسب و نسب عمر لعنه الله علیه

http://yasekaboodeali.blogfa.com/post-13.aspx

مطاعن عمر لعنت الله علیه و آله و اتباعه و محبینه

http://yasekaboodeali.blogfa.com/post-14.aspx

گر حلال زاده‌ای و شیر پاک خورده‌ای

http://yasekaboodeali.blogfa.com/post-15.aspx

سرنوشت عمر

http://yasekaboodeali.blogfa.com/post-16.aspx

لعن و بیزاری خداوند از عمر و ابوبکر و وعده عذاب الهی

http://yasekaboodeali.blogfa.com/post-17.aspx


 [1] - نساء/142

 [2]  - منافقون/4

[3]  - محمد/16

[4] - محمد/29 و 30

[5] - شرح نهج‌البلاغه، ابن ابي الحديد، ج1 ص155.

---------------------------------------------------------

توجه:                                         

توجه:

يكي از اهل سنت! (البته وهابي مسلك) طي چند كامنت، خرده عرايضي مطرح كرده – البته در جواب كامنتهايي كه در وبلاگش گذاشتم، بدون اينكه به اونا پاسخ بده و يه نگاهي هم به كامنت آخري بندازه و ببينه كه همه يا از قرآن هست يا از مدارك و كتب اهل سنت – كه ازش مي‌خوام اگه چيزي بلد هست، مستند و با مدرك صحيح و درست، - و نه آبكي – پاسخ بده. ولي من به چندتا از  كامنتهاش جواب ميدم اونم از كتب خودشون.

گرچه باز هم اعلام مي‌كنم كه در اين وبلاگ نمي‌خوام مناظره كنم،‌ ولي گه گداري بدم هم نمياد.

86/12/29

 

+ لعنت فرستاده شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 1:16 قبل از ظهر  توسط شیعه علی (خادم بی بی)  | 

امام صادق عليه‌السلام فرمودند:

روزي رسول خدا صلي الله عليه و آله در خانه‌ي فاطمه عليها السلام بود، و حسين عليه‌السلام را در آغوش داشت. ناگاه پيامبر صلي الله عليه و آله به گريه افتاد و به سجده رفت. بعد از آن فرمود: «اي فاطمه! اي دختر محمد! هم اكنون «بزرگ بلند مكان» (عليِّ اعلي) در بهترين صورت و بهترين منظر در خانه‌ي تو، خود را به من نماياند.[1] او به من گفت: «اي محمد!  ]صلي الله عليه و آله[ آيا حسين ]عليه‌السلام[ را دوست داري؟» گفتم: «آري، او نور ديده و ريحانه‌ام و ميوه‌ي دل و پوست ميان چشمان من[2] است».

بعد از آن در حالي كه دست بر سر حسين عليه‌السلام نهاده بود، گفت: مبارك باد آن مولودي كه بركت‌ها و درودها و رحمت و رضوان من بر اوست. و لعنت و خشم و عذاب و ذلّت و عقوبت من بر هر كسي كه او را بكشد، با او دشمني كند، او را هدف كينه بگيرد و با او بجنگد.آگاه باش كه او سالار شهيدان از اولين و آخرين در دنيا و آخرت است.

كعب گويد:

نخستين كسي كه قاتل حسين بن علي عليه‌السلام را لعنت كرد، ابراهيم خليل‌الرحمان بود. او فرزندانش را به اين امر فرمان داد و از ايشان عهد و پيمان گرفت. سپس موسي بن عمران، كشنده‌ي او را لعن نمود و امتش را به آن دستور داد. سپس داود او را لعنت كرد و بني اسرائيل را به آن دستور داد. سپس عيسي او را لعنت كرد و بسيار مي‌شد كه به امّتش مي‌گفت: « اي بني اسرائيل! قاتل او را لعنت كنيد، و اگر دوران او را دريافتيد، دست از ياري او بر نداريد. زيرا شهيد در ركاب او، همانند شهيد در ركاب پيامبران است كه به سوي جنگ بشتابد، و از او روي برنگرداند، گويي هم‌اكنون به آرامگاه او مي‌نگرم.» و هيچ پيامبري نبود، مگر آنكه كربلا را زيارت كرد و بر كنار آن ايستاد و گفت: «تو بقعه‌اي هستي كه خير بسيار در تو هست. در تو است كه ماه تابان دفن مي‌شود.»

هشام بن سعد گويد: مشايخ حديث مرا خبر دادند:

فرشته‌اي كه نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله آمد و او را به كشته شدن حسين بن علي عليه‌السلام آگاه ساخت، فرشته‌ي مأمور درياها بود.

جريان بدينگونه است كه فرشته‌اي از فرشتگان بهشت بر درياها فرود آمد و بالهاي خود را گسترد. او با فريادي بلند گفت:

«اي ساكنان درياها! لباس غم به تن كنيد، زيرا فرزند رسول خدا را سر بريدند.»

سپس با بال‌هاي خود مقداري از تربت او را با خود برداشت و به آسمان‌ها پرواز كرد. پس هيچ فرشته‌اي باقي نماند، مگر آنكه آن را استشمام كرد و از آن متأثّر گشت، و قاتلان حسين عليه‌السلام و پيروان و اتباع آنان را لعن كرد.



1- علامه‌ي مجلسي (رحمة الله عليه) در بيان حديث مي‌فرمايد كه ممكن است مراد از «بزرگ بلند مكان»، فرستاده‌ي خداي‌تعالي، جبرئيل باشد، يا اينكه مراد، خداي منّان باشد، «نماياندن»، كنايه از ظهور علمي، «حُسن صورت» كنياه از ظهور صفات كماليّه‌ي خداوند تعالي، و «دست بر سر پيامبر صلي الله عليه و آله گذاشتن»، كنايه از افاضه‌ي رحمت بر حضرتش باشد.

2- نقطه‌اي در بالاي بينب كه سبب اصلي بينايي است.

+ لعنت فرستاده شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط شیعه علی (خادم بی بی)  | 

 

باز باران با ترانه

مي خورد بر بام خانه

يادم آيد كربلا را

دشت پر شور و نوا را

گردش يك روز غمگين

گرم و خونين

لرزش طفلان نالان

زير تيغ و نيزه ها را

باز باران با صداي گريه هاي كودكانه

از فراز گونه هاي زرد و عطشان

با گهرهاي فراوان

مي چكد از چشم طفلان پريشان

پشت نخلستان نشسته

رود پر پيچ و خمي در حسرت لب‌هاي ساقي

چشم در چشمان هم آرام و سنگين

مي چكد آهسته از چشمان سقا

بر لب اين رود پيچان

باز باران

 

 

باز باران با ترانه

آيد از چشمان مردي خسته جان هيهات بر لب

از عطش در تاب و در تب

نرم نرمك مي چكد اين قطره ها بر روي لب

شش ماهه طفلي

رو به پايان

مرد محزون

دست پر خون مي فشاند

از گلوي نازك شش ماهه

بر لب هاي خشك آسمان با چشم گريان

باز باران

 

 

 

باز هم اينجا عطش

آتش شراره جسمها

افتاده بي سر پاره پاره

مي چكد از گوشها باران خون و كودكان بي گوشواره

شعله در دامان و در پا مي خلد خار مغيلان

وندرين تفتيده دشت و سينه ها برپاست طوفان

دستها آماده شلاق و سيلي

چهره ها از بارش شلاق‌ها گرديده نیلی

دراين صحراي سوزان

مي دود طفلي سه ساله

پر زناله

پاي خسته

دلشكسته

روبرو بر نيزه ها

خورشيد تابان

مي چكد از نوك سرخ نيزه ها

بر خاك سوزان

باز باران باز باران

 

 

 

قطره قطره مي چكد از چوب محمل

خاك‌هاي چادر زينب به آرامي شود گل

مي رود اين كاروان منزل به منزل

مي شود از هر طرف اين كاروان هم سنگ باران

آري آري

باز سنگ و باز باران

آري آري

تا نگيرد شعله ها در دل زبانه

تا نگيرد دامن طفلان محزون را نشانه

تا نبيند كودكي لب تشنه اينجا اشك ساقي

بر فراز خيمه برگونه ها

بر مشك ساقي

كاش مي باريد باران

شعر از علي اصغر كوهكن

 

 

 

+ لعنت فرستاده شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 2:10 قبل از ظهر  توسط شیعه علی (خادم بی بی)  |