تبليغاتX
Free Image Hosting مصائب بی بی دوعالم علیها السلام
هرگونه استفاده از مطالب وبلاگ، در صورت لعن بر خلفاي غاصب، بلامانع بوده و موجب امتنان است. یا علی

طرح شبهه:

بر فرض كه قبول كنيم، فاطمه رضي الله عنها در مقطعى از شيخين دلگير شده باشد ؛ ولى اين مطلب نيز ثابت است كه شيخين در آخرين روزهاى حيات فاطمه آمدند و از وى رضايت گرفتند؛ چنانچه بيهقى و ديگران نقل كرده‌اند:

عن الشعبي قال لما مرضت فاطمة أتاها أبو بكر الصديق فأستئذن عليها فقال علي يا فاطمة هذا أبو بكر يستئذن عليك فقالت أتحب أن أأذن؟ قال نعم فأذنت له فدخل عليها يترضاها وقال والله ما تركت الدار والمال والأهل والعشيرة إلا لإبتغاء مرضاة الله ومرضاة رسوله ومرضاتكم أهل البيت ثم ترضاها حتى رضيت.

هنگامى كه فاطمه بيمار شد ابوبكر براى كسب رضايت نزد وى آمد و اجازه خواست تا او را ملاقات كند، علي به فاطمه فرمود: ابوبكر براى ملاقات اجازه مى‌خواهد فاطمه فرمود: آيا شما دوست داريد وارد شود؟ علي فرمود: آري، پس فاطمه اجازه داد، ابوبكر وارد شد و جوياى كسب رضايت فاطمه بود، ابوبكر گفت: به خدا سوگند خانه و زندگى و مال و ثروتم و خويشانم را ترك نكردم؛ مگر براى به دست آوردن رضايت و خوشنودى خدا و رسول و شما خاندان پيغمبر، پس فاطمه از وى راضى شد.

البيهقي، احمد بن الحسين (متوفاي 458هـ) دلائل النبوة، ج 7،‌ ص 281؛

البيهقي، احمد بن الحسين (متوفاي 458هـ) الاعتقاد والهداية إلى سبيل الرشاد على مذهب السلف وأصحاب الحديث، ج 1،‌ ص 354، تحقيق: أحمد عصام الكاتب، ناشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت، الطبعة: الأولى، 1401هـ.

 

نقد و بررسي:

عدم رضايت صديقه شهيده سلام الله عليها از شيخين، اصل و اساس مشروعيت خلافت آن‌ها را زير سؤال مى‌برد؛ چرا كه ثابت مى‌كند تنها يادگار رسول خدا، برترين بانوى دو عالم،‌ سيده زنان اهل بهشت با خلافت ابوبكر و عمر مخالف و از دست آن‌ها ناراضى و خشمگين بوده است و طبق روايات صحيح السندى كه در صحيح‌ترين كتاب‌هاى اهل سنت آمده است، رضايت فاطمه رضايت رسول خدا و خشم او خشم رسول خدا است.

از اين رو عالمان اهل سنت دست به كار شده و روايتى را جعل كرده‌اند تا ثابت كنند كه شيخين پس از آن كه دختر رسول خدا را به خشم آوردند، در واپسين روزهاى زندگى آن حضرت به عيادت ايشان رفته و از او درخواست رضايت كردند و فاطمه زهرا سلام الله عليها نيز از آن‌ها راضى شد.!

در پاسخ مى‌گوييم:

اولاً: سند روايت مرسل است؛ چرا كه شعبى از تابعين است و خود شاهد ماجرا نبوده و اين روايت همان اشكالى را دارد كه اهل سنت به روايت بلاذرى و طبرى مى‌كردند.

ثانياً: بر فرض اين كه مرسلات تابعى مورد قبول باشد، باز هم نمى‌توان روايت شعبى را پذيرفت؛ زيرا شعبى از دشمنان اميرمؤمنان عليه السلام و ناصبى بوده است؛ چنانچه بلاذرى و ابوحامد غزالى به نقل از خود شعبى مى‌نويسند:

عن مجالد عن الشعبي قال: قدمنا على الحجاج البصرة، وقدم عليه قراء من المدينة من أبناء المهاجرين والأنصار، فيهم أبو سلمة بن عبد الرحمن بن عوف رضي الله عنه... وجعل الحجاج يذاكرهم ويسألهم إذ ذكر علي بن أبي طالب فنال منه ونلنا مقاربة له وفرقاً منه ومن شره....

در شهر بصره همراه عده‌اى بر حجاج وارد شديم گروهى از قاريان مدينه از فرزندان مهاجر و انصار كه ابوسلمه بن عبد الرحمن بن عوف نيز در جمع آنان بود، حضور داشتند. حجاج با آنان مشغول گفتگو بود يادى از علي بن ابوطالب كرد و از او بدگويى نمود و ما نيز به خاطر رضايت حجاج و در امان ماندن از شرّ او از علي بدگويى كرديم ....

البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ) أنساب الأشراف، ج 4، ص 315؛

الغزالي، محمد بن محمد أبو حامد (متوفاي505هـ)، إحياء علوم الدين، ج 2، ص 346، ناشر: دار االمعرفة – بيروت.


ادامه مطلب
+ لعنت فرستاده شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط شیعه علی (خادم بی بی)  | 

به نام خدا

منکه از عشق علی چون شمع شیدا سوختم

صاحب جنت منم، اما در اینجا سوختم

سوختم تا یک سر مویی نسوزد از علی

تا بماند رهبرم من بی مهابا سوختم

بی گنه بودم ولی در آتشم انداختند

محسنم شد کشته، نالیدم که بابا سوختم

زینبم می دید آتش زائر رویم شده

از پریشانی او در بین اعدا سوختم

صورت آتش گرفته تا زسیلی شد کبود

شکر کردم، بهر حفظ جان مولاسوختم

مثل چشم مجتبی مسمار یارب سرخ بود

من نمی گویم چه شد تنهای تنها سوختم

هرکه نان از سفره ی ما برده بود استاده بود

بسکه نامردی بود در این تماشا سوختم

سوختم تا شعله ی عشقت بماند جاودان

پای تا سر یا علی با این تمنا سوختم

(برگرفته از کتاب بهار سوخته جلد2)

 

+ لعنت فرستاده شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 6:5 قبل از ظهر  توسط شیعه علی (خادم بی بی)  | 

السلام عليك يا ابا عبدالله

هر کجا طالع شوی چون آفتـــــــــابی تابناک
شور وغوغا در دل شب میگذاری ای حسین
*******

در میان آن کویر تشــــنه با گلــــــهای سرخ
وه چه زیبا نقش بستی لاله زا ری ای حسین
*******
گرچه تنهـــــــا بودی اما در کنــــــارت داشتی
همچو عبـــــــاس دلاور جان نثاری ای حسین
*******
تشنه لب در آب رفت وتشنه بیرون شد زآب
آفرین بر عزم جانبــــازی که داری ای حسین
*******
خواهری داری چو زینـــــــب با کلامی آتشین
در مصایب همچو کوه اســـــتواری ای حسین
*******
هرچه داریم از تو داریم ای شهـــــــــید کربلا
شیعیان را تا قیامت افتخــــــــاری ای حسین

+ لعنت فرستاده شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 1:12 قبل از ظهر  توسط شیعه علی (خادم بی بی)  | 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

فرا رسيدن ماه ربيع الاول بر همه شيعيان مباركباد. ماهي كه در نهمين روز آن يكي از بزرگترين منافقان صدر اسلام، كسي كه با زنا زاده شد و با خواهر خود همبستر گرديد. كسي كه خانوادتاً زنازاده هستند، آري عمر بن خطاب لعنة الله عليه و علي آله و احبّائه. به درك واصل شد و به اسفل السافلين افتاد.

در آستانه به درك واصل شدن غاصب حق اهل بيت عليهم السلام، همچون سال گذشته به رسوا كردن بيش از پيش اين زاده‌ي زنا مي‌پردازم. با نظرات خود كه هر كدام لعني است كه بر اين زنازاده‌ي غاصب منافق محسوب مي‌شود مشوق اين حقير باشيد و ثوابي از اين لعنت براي خود اندوخته نماييد.

 

إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ کُسَالَى يُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ يَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِيلاً (142)[1]

منافقان مى‏خواهند خدا را فريب دهند؛ در حالى که او آنها را فريب مى‏دهد؛ و هنگامى که به نماز برمى‏خيزند، با کسالت برمى‏خيزند؛ و در برابر مردم ريا مى‏کنند؛ و خدا را جز اندکى ياد نمى‏نمايند!

وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ کُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَکُونَ[2]

هنگامى که آنها را مى‏بينى، جسم و قيافه آنان تو را در شگفتى فرو مى‏برد؛ و اگر سخن بگويند، به سخنانشان گوش فرا مى‏دهى؛ اما گويى چوبهاى خشکى هستند که به ديوار تکيه داده شده‏اند! هر فريادى از هر جا بلند شود بر ضد خود مى‏پندارند؛ آنها دشمنان واقعى تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف مى‏شوند؟!

وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْکَ حَتَّى إِذَا خَرَجُوا مِنْ عِندِکَ قَالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مَاذَا قَالَ آنِفًا أُوْلَئِکَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ[3]

گروهى از آنان به سخنانت گوش فرامى‏دهند، امّا هنگامى که از نزد تو خارج مى‏شوند به کسانى که علم و دانش به آنان بخشيده شده (از روى استهزا) مى‏گويند: «(اين مرد) الان چه گفت؟!» آنها کسانى هستند که خداوند بر دلهايشان مُهر نهاده و از هواى نفسشان پيروى کرده‏اند (از اين رو چيزى نمى‏فهمند)!

أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَن لَّن يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ * وَلَوْ نَشَاءُ لَأَرَيْنَاکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِيمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَکُمْ[4]

آيا کسانى که در دلهايشان بيمارى است گمان کردند خدا کينه‏هايشان را آشکار نمى‏کند؟!

و اگر ما بخواهيم آنها را به تو نشان مى‏دهيم تا آنان را با قيافه‏هايشان بشناسى، هر چند مى‏توانى آنها را از طرز سخنانشان بشناسى؛ و خداوند اعمال شما را مى‏داند!

سؤال:

اگر خود پيامبر صلي الله عليه و آله (طبق گواهي آيات) بسياري از آنان را نمي‌شناسد، چگونه مي‌توان منافقين را منحصر به اين دو نفر كرد كه نزد تمام مسلمين معروف بوده‌اند؟!

امروز ديگر هيچ ارزشي ندارد اين سخن اهل سنّت كه مي‌گويند: ما امام علي عليه السلام را دوست مي‌داريم و او را به بزرگي ياد مي‌كنيم؛ چرا كه در پاسخشان مي‌گوييم: هرگز نمي‌شود در قلب يك انسان مؤمن، محبت ولي خدا و محبت دشمن خدا، جمع گردد! و خود امام علي عليه السلام نيز به آنان گفته است:

«از ما نيست كسي كه بين ما و دشمنانمان، فاصله و جدايي نياندازد».[5]

ادامه دارد ...

 

مطالب مرتبط با نهم ربيع در همين وبلاگ:

فضيلت نهم ربيع (قسمت اول)

http://yasekaboodeali.blogfa.com/post-10.aspx

فضيلت نهم ربيع (قسمت دوم) اسامي روز نهم ربيع

http://yasekaboodeali.blogfa.com/post-11.aspx

حسب و نسب عمر لعنه الله علیه

http://yasekaboodeali.blogfa.com/post-13.aspx

مطاعن عمر لعنت الله علیه و آله و اتباعه و محبینه

http://yasekaboodeali.blogfa.com/post-14.aspx

گر حلال زاده‌ای و شیر پاک خورده‌ای

http://yasekaboodeali.blogfa.com/post-15.aspx

سرنوشت عمر

http://yasekaboodeali.blogfa.com/post-16.aspx

لعن و بیزاری خداوند از عمر و ابوبکر و وعده عذاب الهی

http://yasekaboodeali.blogfa.com/post-17.aspx


 [1] - نساء/142

 [2]  - منافقون/4

[3]  - محمد/16

[4] - محمد/29 و 30

[5] - شرح نهج‌البلاغه، ابن ابي الحديد، ج1 ص155.

---------------------------------------------------------

توجه:                                         

توجه:

يكي از اهل سنت! (البته وهابي مسلك) طي چند كامنت، خرده عرايضي مطرح كرده – البته در جواب كامنتهايي كه در وبلاگش گذاشتم، بدون اينكه به اونا پاسخ بده و يه نگاهي هم به كامنت آخري بندازه و ببينه كه همه يا از قرآن هست يا از مدارك و كتب اهل سنت – كه ازش مي‌خوام اگه چيزي بلد هست، مستند و با مدرك صحيح و درست، - و نه آبكي – پاسخ بده. ولي من به چندتا از  كامنتهاش جواب ميدم اونم از كتب خودشون.

گرچه باز هم اعلام مي‌كنم كه در اين وبلاگ نمي‌خوام مناظره كنم،‌ ولي گه گداري بدم هم نمياد.

86/12/29

 

+ لعنت فرستاده شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 1:16 قبل از ظهر  توسط شیعه علی (خادم بی بی)  | 

امام صادق عليه‌السلام فرمودند:

روزي رسول خدا صلي الله عليه و آله در خانه‌ي فاطمه عليها السلام بود، و حسين عليه‌السلام را در آغوش داشت. ناگاه پيامبر صلي الله عليه و آله به گريه افتاد و به سجده رفت. بعد از آن فرمود: «اي فاطمه! اي دختر محمد! هم اكنون «بزرگ بلند مكان» (عليِّ اعلي) در بهترين صورت و بهترين منظر در خانه‌ي تو، خود را به من نماياند.[1] او به من گفت: «اي محمد!  ]صلي الله عليه و آله[ آيا حسين ]عليه‌السلام[ را دوست داري؟» گفتم: «آري، او نور ديده و ريحانه‌ام و ميوه‌ي دل و پوست ميان چشمان من[2] است».

بعد از آن در حالي كه دست بر سر حسين عليه‌السلام نهاده بود، گفت: مبارك باد آن مولودي كه بركت‌ها و درودها و رحمت و رضوان من بر اوست. و لعنت و خشم و عذاب و ذلّت و عقوبت من بر هر كسي كه او را بكشد، با او دشمني كند، او را هدف كينه بگيرد و با او بجنگد.آگاه باش كه او سالار شهيدان از اولين و آخرين در دنيا و آخرت است.

كعب گويد:

نخستين كسي كه قاتل حسين بن علي عليه‌السلام را لعنت كرد، ابراهيم خليل‌الرحمان بود. او فرزندانش را به اين امر فرمان داد و از ايشان عهد و پيمان گرفت. سپس موسي بن عمران، كشنده‌ي او را لعن نمود و امتش را به آن دستور داد. سپس داود او را لعنت كرد و بني اسرائيل را به آن دستور داد. سپس عيسي او را لعنت كرد و بسيار مي‌شد كه به امّتش مي‌گفت: « اي بني اسرائيل! قاتل او را لعنت كنيد، و اگر دوران او را دريافتيد، دست از ياري او بر نداريد. زيرا شهيد در ركاب او، همانند شهيد در ركاب پيامبران است كه به سوي جنگ بشتابد، و از او روي برنگرداند، گويي هم‌اكنون به آرامگاه او مي‌نگرم.» و هيچ پيامبري نبود، مگر آنكه كربلا را زيارت كرد و بر كنار آن ايستاد و گفت: «تو بقعه‌اي هستي كه خير بسيار در تو هست. در تو است كه ماه تابان دفن مي‌شود.»

هشام بن سعد گويد: مشايخ حديث مرا خبر دادند:

فرشته‌اي كه نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله آمد و او را به كشته شدن حسين بن علي عليه‌السلام آگاه ساخت، فرشته‌ي مأمور درياها بود.

جريان بدينگونه است كه فرشته‌اي از فرشتگان بهشت بر درياها فرود آمد و بالهاي خود را گسترد. او با فريادي بلند گفت:

«اي ساكنان درياها! لباس غم به تن كنيد، زيرا فرزند رسول خدا را سر بريدند.»

سپس با بال‌هاي خود مقداري از تربت او را با خود برداشت و به آسمان‌ها پرواز كرد. پس هيچ فرشته‌اي باقي نماند، مگر آنكه آن را استشمام كرد و از آن متأثّر گشت، و قاتلان حسين عليه‌السلام و پيروان و اتباع آنان را لعن كرد.



1- علامه‌ي مجلسي (رحمة الله عليه) در بيان حديث مي‌فرمايد كه ممكن است مراد از «بزرگ بلند مكان»، فرستاده‌ي خداي‌تعالي، جبرئيل باشد، يا اينكه مراد، خداي منّان باشد، «نماياندن»، كنايه از ظهور علمي، «حُسن صورت» كنياه از ظهور صفات كماليّه‌ي خداوند تعالي، و «دست بر سر پيامبر صلي الله عليه و آله گذاشتن»، كنايه از افاضه‌ي رحمت بر حضرتش باشد.

2- نقطه‌اي در بالاي بينب كه سبب اصلي بينايي است.

+ لعنت فرستاده شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط شیعه علی (خادم بی بی)  |